billowings

[ایالات متحده]/ˈbɪl.oʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɪl.oʊ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت موجی ورم کردن یا بالا و پایین رفتن، به صورت موجی حرکت کردن.
adj. بالا و پایین رفتن به صورت موجی؛ ورم کرده یا باد کرده.

عبارات و ترکیب‌ها

billowing clouds

ابرهای متحرک

billowing smoke

دود متحرک

billowing waves

امواج متحرک

billowing sails

بادبان‌های متحرک

billowing skirts

دامنه های متحرک

billowing curtains

پرده‌های متحرک

billowing hair

موهای متحرک

billowing robes

لباس‌های متحرک

a billowing landscape

یک منظره متحرک

جملات نمونه

the smoke was billowing from the chimney.

دود از دودکش به بیرون فوران می‌کرد.

the flag was billowing in the wind.

پرچم در باد به شدت متحرک بود.

her dress was billowing as she walked.

لباسش در حالی که راه می‌رفت به شدت متحرک بود.

the clouds were billowing across the sky.

ابرها در سراسر آسمان به حرکت در می‌آمدند.

billowing waves crashed against the shore.

امواج خروشان با ساحل برخورد می‌کردند.

the steam was billowing from the pot.

بخار از دیگ به بیرون فوران می‌کرد.

billowing curtains added a dramatic effect to the room.

پرده‌های متحرک جلوه‌ای دراماتیک به اتاق بخشیدند.

the wind caused the smoke to billow outward.

باد باعث شد دود به بیرون فوران کند.

she watched the billowing sails of the boat.

او به پره‌های متحرک قایق نگاه کرد.

the billowing fabric caught everyone's attention.

پارچه متحرک توجه همه را به خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید