bimesters

[ایالات متحده]/baɪˈmɛstərz/
[بریتانیا]/baɪˈmestərz/

ترجمه

n. یک دوره دو ماهه.

عبارات و ترکیب‌ها

over two bimesters

بیش از دو ترم دو ماهه

spanning four bimesters

پوشش دادن چهار ترم دو ماهه

جملات نمونه

students are evaluated every two bimesters.

دانشجویان هر دو نیم‌سال تحصیلی ارزیابی می‌شوند.

the school year is divided into four bimesters.

سال تحصیلی به چهار نیم‌سال تقسیم شده است.

we will have parent-teacher meetings at the end of each bimesters.

ما در پایان هر نیم‌سال جلسات والدين و معلمين خواهیم داشت.

grades are reported every bimesters to track progress.

نمرات هر نیم‌سال گزارش می‌شوند تا پیشرفت ردیابی شود.

extracurricular activities are planned for each bimesters.

فعالیت‌های فوق برنامه برای هر نیم‌سال برنامه‌ریزی می‌شوند.

the curriculum is updated every two bimesters.

برنامه درسی هر دو نیم‌سال به‌روز می‌شود.

students must complete projects by the end of each bimesters.

دانشجویان باید پروژه‌ها را تا پایان هر نیم‌سال به اتمام برسانند.

feedback is provided to students at the end of bimesters.

بازخورد در پایان نیم‌سال به دانش‌آموزان ارائه می‌شود.

teachers assess student performance every bimesters.

معلمین عملکرد دانش‌آموزان را هر نیم‌سال ارزیابی می‌کنند.

attendance records are reviewed at the end of bimesters.

سوابق حضور و غیاب در پایان نیم‌سال بررسی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید