bipolarization

[ایالات متحده]/baɪˈpəʊlərəɪzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌbaɪpəˌlɑːrəˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند تقسیم به دو گروه یا قطب متضاد.

عبارات و ترکیب‌ها

bipolarization of society

قطب‌بندی جامعه

drivers of bipolarization

عوامل قطب‌بندی

effects of bipolarization

اثرات قطب‌بندی

countering bipolarization

مقابله با قطب‌بندی

جملات نمونه

the bipolarization of opinions is evident in today's political climate.

قطب‌بندی نظرات در فضای سیاسی امروز آشکار است.

social media has contributed to the bipolarization of public discourse.

شبکه‌های اجتماعی به قطب‌بندی گفتمان عمومی کمک کرده‌اند.

experts warn that bipolarization can lead to increased social tensions.

متخصصان هشدار می‌دهند که قطب‌بندی می‌تواند منجر به افزایش تنش‌های اجتماعی شود.

the bipolarization of wealth is a growing concern in many countries.

قطب‌بندی ثروت یک نگرانی رو به رشد در بسیاری از کشورها است.

many communities are facing the challenges of bipolarization in their neighborhoods.

بسیاری از جوامع با چالش‌های قطب‌بندی در محله‌های خود روبرو هستند.

education can help mitigate the effects of bipolarization in society.

آموزش می‌تواند به کاهش اثرات قطب‌بندی در جامعه کمک کند.

the bipolarization of cultural values can create barriers to understanding.

قطب‌بندی ارزش‌های فرهنگی می‌تواند موانعی برای درک ایجاد کند.

political parties often exploit bipolarization to rally their bases.

احزاب سیاسی اغلب از قطب‌بندی برای بسیج پایگاه‌های خود استفاده می‌کنند.

bipolarization in the workplace can affect team dynamics and productivity.

قطب‌بندی در محیط کار می‌تواند بر پویایی و بهره‌وری تیم تأثیر بگذارد.

addressing the issue of bipolarization is crucial for social cohesion.

رسیدگی به مسئله قطب‌بندی برای همبستگی اجتماعی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید