bisection

[ایالات متحده]/ˈbʌɪ.sekʃən/
[بریتانیا]/ˌbaɪ.ˈsekʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقسیم چیزی به دو قسمت مساوی؛ عمل جراحی برای بریدن چیزی به دو نیم.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bisection method

روش تقطیع

numerical bisection

تقطیع عددی

bisection algorithm

الگوریتم تقطیع

interval bisection

تقطیع بازه‌ای

bisection approximation

تقریب تقطیع

root bisection

تقطیع ریشه

bisection process

فرآیند تقطیع

repeated bisection

تقطیع تکراری

bisection convergence

همگرایی تقطیع

error in bisection

خطا در تقطیع

جملات نمونه

the bisection of the angle was done with precision.

تقسیم زاویه با دقت انجام شد.

we used bisection to find the root of the equation.

ما از تقسیم پاره خط برای یافتن ریشه معادله استفاده کردیم.

the bisection method is an effective numerical technique.

روش تقسیم پاره خط یک تکنیک عددی موثر است.

in geometry, bisection is a fundamental concept.

در هندسه، تقسیم پاره خط یک مفهوم اساسی است.

he explained the process of bisection in detail.

او فرآیند تقسیم پاره خط را به طور مفصل توضیح داد.

bisection can be used to solve various mathematical problems.

می‌توان از تقسیم پاره خط برای حل مسائل ریاضی مختلف استفاده کرد.

the bisection of a segment creates two equal parts.

تقسیم یک پاره خط دو قسمت مساوی ایجاد می‌کند.

she demonstrated the bisection of the triangle's height.

او تقسیم ارتفاع مثلث را نشان داد.

using bisection, we can narrow down the search interval.

با استفاده از تقسیم پاره خط، می‌توانیم بازه جستجو را محدود کنیم.

the teacher assigned a project on the bisection of lines.

معلم یک پروژه در مورد تقسیم خطوط تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید