blackheart

[ایالات متحده]/blækˈhɑːrt/
[بریتانیا]/blækˌhɑːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بی‌رحم و بی‌توجه است؛ فردی شرور؛ بیماری گیاهی که در آن بافت‌های داخلی یک گیاه سیاه می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blackheart criminal

متخلف قلبی سیاه

blackheart betrayal

خیانت قلبی سیاه

a blackheart act

یک عمل قلبی سیاه

blackheart intentions

قصد قلبی سیاه

blackheart scheme

طرح قلبی سیاه

a blackheart person

یک شخص قلبی سیاه

blackheart liar

دروغگو قلبی سیاه

جملات نمونه

he has a blackheart and can't be trusted.

او قلب سیاهی دارد و قابل اعتماد نیست.

she called him a blackheart for betraying her.

او او را به خاطر خیانتش قلب سیاه نامید.

don't be a blackheart; help those in need.

قلب سیاه نباشید؛ به کسانی که نیاز دارند کمک کنید.

a blackheart will always find a way to deceive.

یک قلب سیاه همیشه راهی برای فریب پیدا می کند.

his blackheart nature was revealed in the end.

در نهایت طبیعت قلب سیاه او آشکار شد.

she warned her friend about his blackheart attitude.

او به دوستش در مورد نگرش قلب سیاه او هشدار داد.

people with a blackheart often end up alone.

افرادی که قلب سیاه دارند اغلب تنها می مانند.

his actions showed he was a blackheart all along.

کنش های او نشان داد که او از ابتدا قلب سیاه بوده است.

she couldn't believe he had a blackheart beneath his charm.

او نمی توانست باور کند که او زیر جذابیتش قلب سیاهی دارد.

they say a blackheart will never change.

می گویند یک قلب سیاه هرگز تغییر نمی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید