blare

[ایالات متحده]/bleə(r)/
[بریتانیا]/bler/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور بلند و خشن صدا دادن
vt. تولید یک صدای بلند؛ ایجاد یک صدای بلند
n. یک صدای بلند و خشن؛ یک صدای بلند و آزاردهنده

عبارات و ترکیب‌ها

blaring music

موسیقی گوش‌خیز

loud blare

بلند کردن

blare of trumpets

هم‌نوایی ترومپت‌ها

جملات نمونه

The car horn blared loudly in the busy city street.

بوق ماشین به شدت در خیابان شلوغ شهر به صدا درآمد.

The music blared from the speakers at the concert.

موسیقی از بلندگوها در کنسرت به صدا درآمد.

The alarm clock blared, waking me up abruptly.

ساعت زنگدار به صدا درآمد و من را به طور ناگهانی از خواب بیدار کرد.

The ambulance siren blared as it rushed through traffic.

آژیر آمبولانس در حالی که از میان ترافیک عبور می‌کرد، به صدا درآمد.

The speakers blared announcements at the train station.

اعلامیه‌ها از بلندگوها در ایستگاه قطار پخش شدند.

The TV in the waiting room blared news updates.

تلویزیون در اتاق انتظار اخبار را پخش می‌کرد.

The megaphone blared instructions during the emergency drill.

دستورالعمل‌ها از طریق بلندگو در طول تمرین اورژانس اعلام شدند.

The sports stadium blared with cheers from the excited fans.

استادیوم ورزشی با تشویق‌های طرفداران هیجان‌زده به صدا درآمد.

The police car sirens blared as they chased the suspect.

آژیر ماشین‌های پلیس در حالی که تعقیب متهم بودند، به صدا درآمد.

The fire alarm blared, signaling everyone to evacuate the building.

آژیر آتش‌سوزی به صدا درآمد و به همه دستور تخلیه ساختمان داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید