blazon

[ایالات متحده]/ˈblæzən/
[بریتانیا]/ˈbleɪzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v تزئین یا زینت بخشیدن به چیزی با طراحی هردیک; به طور عمومی اعلام یا اعلام کردن چیزی
na طراحی هردیک یا نشان خانوادگی
Word Forms
قسمت سوم فعلblazoned
زمان گذشتهblazoned
شکل سوم شخص مفردblazons
جمعblazons
صفت یا فعل حال استمراریblazoning

عبارات و ترکیب‌ها

blazon his/her achievements

نمایش دادن افتخارات او

blazon the victory

نمایش دادن پیروزی

جملات نمونه

he decided to blazon his achievements on social media.

او تصمیم گرفت دستاوردهای خود را در رسانه های اجتماعی به نمایش بگذارد.

the company will blazon its new product launch next week.

شرکت هفته آینده عرضه محصول جدید خود را به نمایش خواهد گذاشت.

she wanted to blazon her support for the charity event.

او می خواست حمایت خود را از رویداد خیریه به نمایش بگذارد.

they blazoned their team's victory across the front page.

آنها پیروزی تیم خود را در صفحه اول به نمایش گذاشتند.

the artist chose to blazon his unique style in the gallery.

هنرمند تصمیم گرفت سبک منحصر به فرد خود را در گالری به نمایش بگذارد.

many politicians blazon their policies during campaigns.

بسیاری از سیاستمداران سیاست های خود را در طول کمپین ها به نمایش می گذارند.

he blazoned his love for her with a grand gesture.

او عشق خود را به او با یک حرکت بزرگ به نمایش گذاشت.

we should blazon the importance of education in our community.

ما باید اهمیت آموزش را در جامعه خود به نمایش بگذاریم.

the magazine blazoned the latest fashion trends.

مجله آخرین روند های مد را به نمایش گذاشت.

he plans to blazon his travel experiences in a blog.

او قصد دارد تجربیات سفر خود را در یک وبلاگ به نمایش بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید