blobs

[ایالات متحده]/blɒbz/
[بریتانیا]/blobz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطره یا توده‌ای از چیزی؛ لکه یا کثیفی؛ صفر دویدن در کریکت.
v. چیزی را پاشیدن یا پخش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

blob storage

فضای ذخیره سازی بلاک

data blobs

بلاک‌های داده

image blobs

بلاک‌های تصویر

text blobs

بلاک‌های متنی

blob processing

پردازش بلاک

blob analysis

تجزیه و تحلیل بلاک

blob transfer

انتقال بلاک

blob management

مدیریت بلاک

blob size

اندازه بلاک

multiple blobs

بلاک‌های متعدد

جملات نمونه

there are colorful blobs in the painting.

در نقاشی‌ها لکه‌های رنگارنگ وجود دارد.

she used blobs of paint to create texture.

او از لکه‌های رنگ برای ایجاد بافت استفاده کرد.

the scientist studied the blobs under a microscope.

دانشمند لکه‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

blobs of jelly spilled on the table.

لکه‌های ژله روی میز ریخته شد.

he found blobs of mud on his shoes.

او لکه‌های گل روی کفشش پیدا کرد.

blobs of ice formed on the pond.

لکه‌های یخ روی برکه تشکیل شدند.

can you see the blobs of color in the sky?

آیا می‌توانید لکه‌های رنگ را در آسمان ببینید؟

they created a sculpture from blobs of clay.

آنها مجسمه‌ای از لکه‌های خاک رس ساختند.

the software displays data as colorful blobs.

نرم‌افزار داده‌ها را به صورت لکه‌های رنگارنگ نمایش می‌دهد.

she loves to paint with big blobs of color.

او عاشق نقاشی با لکه‌های بزرگ رنگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید