blop

[ایالات متحده]/blɒp/
[بریتانیا]/blɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صدای کوتاه و خشن، مانند قطره‌ای آب؛ یک توده کوچک و نرم از یک ماده چرب؛ (فرهنگ لغت) یک موجود یا حیوان خوش‌گل و چاق که شبیه یک لیون است و ویژگی‌های نرم و شیرین دارد؛ لیون نرم
v. صدای کوتاه و خشن ایجاد کردن؛ با یک ضربه سنگین افتادن
interj. برای شبیه‌سازی یک صدای کوتاه و خشن استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعblops

جملات نمونه

the small stone fell into the pond with a soft blop.

سنگ کوچک با یک بلپ نرم به دریاچه افتاد.

she watched the paint fall on the canvas with a blop.

او با یک بلپ، نگاه کرد که رنگ روی کانواس افتاد.

the mud blop hit the window surprisingly hard.

بلپ گلی از پنجره با ضربه ای غیر منتظره برخورد کرد.

a blop of ketchup landed right on his white shirt.

یک بلپ سوسوی گوجه فرنگی دقیقاً روی پیراهن سفید او افتاد.

listen to the rhythmic blop of the water dripping from the tap.

به بلپ ریتمیک آبی که از شیر می‌ریزد گوش دهید.

the child giggled as the bubble burst with a tiny blop.

کودک با یک بلپ کوچک خنده زد وقتی حباب شکست.

another blop of glue dripped onto the table.

یک بلپ دیگر از چسب روی میز ریخت.

the heavy rain made a loud blop noise against the metal roof.

باران سنگین یک بلپ بلند روی سقف فلزی ایجاد کرد.

he flicked a blop of cream from his finger.

او یک بلپ شیره را از انگشت خود پرتاب کرد.

the frog jumped into the water with a distinct blop.

گرگ با یک بلپ متمایز به آب پرید.

a messy blop of jelly stained the clean floor.

یک بلپ گچی گلی زیبای زمین تمیز را آلوده کرد.

just one more blop of mercury rolled across the floor.

تنها یک بلپ دیگر از جیوه روی زمین لغزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید