plop down
بیفتاد
plop into water
در آب بیفتد
to fall plop into the water
با صدای افتادن در آب
The raindrops plopped onto the roof.
قطرههای باران به آرامی روی سقف میچکیدند.
He plopped down on the couch after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری، خسته به روی مبل افتاد.
The frog plopped into the pond with a splash.
قورباغه با صدای برخورد به داخل برکه پرید.
She plopped a dollop of whipped cream onto her dessert.
او یک قاشق خامهای روی دسرس خود قرار داد.
The toddler plopped his toy into the bin.
کودک اسباببازی خود را داخل سطل زباله انداخت.
The ripe apple plopped off the tree and rolled down the hill.
سیب رسیده از درخت افتاد و به سمت پایین تپه چرخید.
She plopped a handful of popcorn into her mouth.
او یک مشت پاپکورن در دهان خود انداخت.
The cat plopped itself down in the sunbeam for a nap.
گربه برای چرت زدن در پرتو آفتاب دراز کشید.
The pancake batter plopped onto the hot griddle.
خمیر پنکیک روی تابه داغ ریخته شد.
He plopped the heavy textbooks onto the desk with a thud.
او کتابهای درسی سنگین را با صدای برخورد روی میز انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید