plop

[ایالات متحده]/plɒp/
[بریتانیا]/plɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی مانند چیزی سنگین که می‌افتد
vt. قرار دادن چیزی به‌طور سنگین
vi. افتادن با صدایی مانند چیزی سنگین
adv. با صدایی مانند چیزی سنگین; ناگهان; به‌طور غیرمنتظره

عبارات و ترکیب‌ها

plop down

بیفتاد

plop into water

در آب بیفتد

جملات نمونه

to fall plop into the water

با صدای افتادن در آب

The raindrops plopped onto the roof.

قطره‌های باران به آرامی روی سقف می‌چکیدند.

He plopped down on the couch after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری، خسته به روی مبل افتاد.

The frog plopped into the pond with a splash.

قورباغه با صدای برخورد به داخل برکه پرید.

She plopped a dollop of whipped cream onto her dessert.

او یک قاشق خامه‌ای روی دسرس خود قرار داد.

The toddler plopped his toy into the bin.

کودک اسباب‌بازی خود را داخل سطل زباله انداخت.

The ripe apple plopped off the tree and rolled down the hill.

سیب رسیده از درخت افتاد و به سمت پایین تپه چرخید.

She plopped a handful of popcorn into her mouth.

او یک مشت پاپ‌کورن در دهان خود انداخت.

The cat plopped itself down in the sunbeam for a nap.

گربه برای چرت زدن در پرتو آفتاب دراز کشید.

The pancake batter plopped onto the hot griddle.

خمیر پنکیک روی تابه داغ ریخته شد.

He plopped the heavy textbooks onto the desk with a thud.

او کتاب‌های درسی سنگین را با صدای برخورد روی میز انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید