making a splosh
ایجاد کردن یک پاشش
We had to splosh across the wet meadow.
ما مجبور بودیم از میان علفهای خیس عبور کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید