blowups

[ایالات متحده]/blaʊˈʌps/
[بریتانیا]/bloʊˈʌps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انفجار؛ یک بزرگ‌نمایی از یک عکس یا تصویر؛ یک بروز ناگهانی خشم؛ یک شکست یا فروپاشی.

عبارات و ترکیب‌ها

prevent future blowups

جلوگیری از حوادث آینده

جملات نمونه

his constant blowups at work created a tense atmosphere.

حملات مداوم او در محل کار فضایی تنش‌زا ایجاد کرد.

the movie featured several dramatic blowups that kept the audience on edge.

فیلم دارای چندین صحنه انفجاری دراماتیک بود که مخاطبان را در حالت انتظار نگه داشت.

after the blowups during the meeting, we need to find a way to communicate better.

پس از انفجارها در طول جلسه، ما باید راهی برای برقراری ارتباط بهتر پیدا کنیم.

his emotional blowups often caught everyone by surprise.

انفجار عاطفی او اغلب همه را غافلگیر می کرد.

they had several blowups over minor issues that could have been avoided.

آنها بر سر مسائل جزئی که می توانستند از آنها جلوگیری شود، چندین بار دچار انفجار شدند.

blowups in the stock market can lead to significant financial losses.

انفجارها در بازار سهام می تواند منجر به زیان های مالی قابل توجهی شود.

her blowups during family gatherings made everyone uncomfortable.

انفجار او در گردهمایی های خانوادگی باعث ناراحتی همه شد.

we need to address the cause of these blowups to improve team dynamics.

ما باید علت این انفجارها را برای بهبود پویایی گروه بررسی کنیم.

his blowups are becoming a frequent topic of discussion among colleagues.

انفجار او به موضوع بحث مکرر بین همکاران تبدیل شده است.

managing stress can help prevent blowups in high-pressure situations.

مدیریت استرس می تواند به جلوگیری از انفجارها در شرایط پرفشار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید