blubbers of laughter
خندههای بیوقفه
baby blubbers
نالههای نوزاد
blubbers of joy
اشکهای شادی
blubbers and sobs
نالهها و گریهها
a blubbering mess
یک وضعیت آشفته و بغرنج
blubbers of relief
نالههای تسکین
she blubbers uncontrollably
او بیوقفه ناله میکند
the child blubbers when he doesn't get his way.
وقتی که نمیتواند به خواسته خود برسد، کودک غرغر میکند.
she blubbers into her pillow every night.
او هر شب در بالش خود غرغر میکند.
he blubbers about his lost pet.
او درباره حیوان خانگی گمشدهاش غرغر میکند.
during the movie, she blubbers at the sad scenes.
در حین تماشای فیلم، او در صحنههای غمانگیز غرغر میکند.
the baby blubbers when he is hungry.
وقتی گرسنه است، نوزاد غرغر میکند.
after the breakup, he blubbers for days.
بعد از جدایی، او برای چند روز غرغر میکند.
she blubbers uncontrollably at the wedding.
او در عروسی به طور غیرقابل کنترلی غرغر میکند.
he always blubbers during emotional speeches.
او همیشه در طول سخنرانیهای احساسی غرغر میکند.
the dog blubbers when it hears thunder.
وقتی سگ رعد و برق میشنود، غرغر میکند.
after winning the award, she blubbers with joy.
بعد از برنده شدن جایزه، او با خوشحالی غرغر میکند.
blubbers of laughter
خندههای بیوقفه
baby blubbers
نالههای نوزاد
blubbers of joy
اشکهای شادی
blubbers and sobs
نالهها و گریهها
a blubbering mess
یک وضعیت آشفته و بغرنج
blubbers of relief
نالههای تسکین
she blubbers uncontrollably
او بیوقفه ناله میکند
the child blubbers when he doesn't get his way.
وقتی که نمیتواند به خواسته خود برسد، کودک غرغر میکند.
she blubbers into her pillow every night.
او هر شب در بالش خود غرغر میکند.
he blubbers about his lost pet.
او درباره حیوان خانگی گمشدهاش غرغر میکند.
during the movie, she blubbers at the sad scenes.
در حین تماشای فیلم، او در صحنههای غمانگیز غرغر میکند.
the baby blubbers when he is hungry.
وقتی گرسنه است، نوزاد غرغر میکند.
after the breakup, he blubbers for days.
بعد از جدایی، او برای چند روز غرغر میکند.
she blubbers uncontrollably at the wedding.
او در عروسی به طور غیرقابل کنترلی غرغر میکند.
he always blubbers during emotional speeches.
او همیشه در طول سخنرانیهای احساسی غرغر میکند.
the dog blubbers when it hears thunder.
وقتی سگ رعد و برق میشنود، غرغر میکند.
after winning the award, she blubbers with joy.
بعد از برنده شدن جایزه، او با خوشحالی غرغر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید