blunderer

[ایالات متحده]/ˈblʌndərər/
[بریتانیا]/ˈblʌnˌdərər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که اشتباهات یا خطاهای بی‌احتیاطانه انجام می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

an unfortunate blunderer

یک اشتباه ناخوشایند

the blunderer's fate

سرنوشت اشتباه کننده

جملات نمونه

the blunderer made a mistake during the presentation.

اشتباهی در طول ارائه مرتکب شد.

everyone knows he is a blunderer, but we still like him.

همه می‌دانند که او یک فرد اشتباه‌کننده است، اما ما هنوز هم دوستش داریم.

being a blunderer can sometimes lead to unexpected outcomes.

گاهی اوقات اشتباه کردن می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

the blunderer apologized for his careless actions.

اشتباه‌کننده برای اقدامات بی‌احتیاط خود عذرخواهی کرد.

she is often seen as a blunderer in her job.

او اغلب در شغل خود به عنوان یک فرد اشتباه‌کننده دیده می‌شود.

despite being a blunderer, he has a good heart.

با وجود اینکه یک فرد اشتباه‌کننده است، قلب خوبی دارد.

the blunderer tripped over his own feet.

اشتباه‌کننده روی پای خود سر خورد.

it's hard to trust a blunderer with important tasks.

اعتماد کردن به یک فرد اشتباه‌کننده با وظایف مهم سخت است.

his reputation as a blunderer precedes him.

شهرت او به عنوان یک فرد اشتباه‌کننده پیش از او وجود دارد.

the blunderer's actions caused a lot of confusion.

اقدامات اشتباه‌کننده باعث سردرگمی زیادی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید