an unfortunate blunderer
یک اشتباه ناخوشایند
the blunderer's fate
سرنوشت اشتباه کننده
the blunderer made a mistake during the presentation.
اشتباهی در طول ارائه مرتکب شد.
everyone knows he is a blunderer, but we still like him.
همه میدانند که او یک فرد اشتباهکننده است، اما ما هنوز هم دوستش داریم.
being a blunderer can sometimes lead to unexpected outcomes.
گاهی اوقات اشتباه کردن میتواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
the blunderer apologized for his careless actions.
اشتباهکننده برای اقدامات بیاحتیاط خود عذرخواهی کرد.
she is often seen as a blunderer in her job.
او اغلب در شغل خود به عنوان یک فرد اشتباهکننده دیده میشود.
despite being a blunderer, he has a good heart.
با وجود اینکه یک فرد اشتباهکننده است، قلب خوبی دارد.
the blunderer tripped over his own feet.
اشتباهکننده روی پای خود سر خورد.
it's hard to trust a blunderer with important tasks.
اعتماد کردن به یک فرد اشتباهکننده با وظایف مهم سخت است.
his reputation as a blunderer precedes him.
شهرت او به عنوان یک فرد اشتباهکننده پیش از او وجود دارد.
the blunderer's actions caused a lot of confusion.
اقدامات اشتباهکننده باعث سردرگمی زیادی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید