bobbings

[ایالات متحده]/'bɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل انجام حرکات سریع و بالا و پایین; صیقل دادن; نوسان
v. باعث حرکت سریع به بالا و پایین شدن; هرس کردن; به آرامی ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

bobbing for apples

چیدن سیب از داخل آب

جملات نمونه

a cork bobbing on the water.

یک دوشک شناور روی آب.

The small boat was bobbing on the sea.

قایق کوچک روی دریا شناور بود.

A little bird was bobbing its head up and down.

یک پرنده کوچک سر خود را بالا و پایین می‌کرد.

The small boat was bobbing on the rough water of the lake.

قایق کوچک روی آب خروشان دریاچه شناور بود.

I could see his ginger head bobbing about.

می‌توانستم سر نارنجی‌اش را در حال شناور بودن ببینم.

The place was in a state of near pandemonium, dozens of orbs bobbing along, underlit by intense flashes of explosive light that was pouring out from holes and shafts in the floor;

محل در آستانه هرج و مرج بود، ده‌ها کره در حال شناور شدن، زیر نور شدید چشمک‌های انفجاری که از سوراخ‌ها و کانال‌های کف بیرون می‌ریخت.

نمونه‌های واقعی

" Hodor, " Hodor replied, bobbing his head.

هودور، هودور در پاسخ سرش را به نشانه‌ی تایید تکان داد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

What do you call a walrus bobbing in the ocean?

چه نامی برای یک والروس که در اقیانوس به بالا و پایین می‌رود، وجود دارد؟

منبع: National Geographic (Children's Section)

Did you mean it when you said she wouldn't have a bob?

واقعاً منظورت را گفتی که او یک گیس نمی‌خواهد؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Peeves was bobbing halfway up, loosening the carpet so that people would trip.

پیوز در حال بالا و پایین کردن در وسط بود و فرش را شل می‌کرد تا مردم زمین بخورند.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

But rather than bobbing around in oil we're gonna do them here.

اما به جای اینکه در روغن به بالا و پایین بروند، ما آنها را اینجا انجام خواهیم داد.

منبع: Gourmet Base

They are tired of endlessly bobbing around on a vessel built for short tourist trips.

آنها از به طور مداوم بالا و پایین رفتن در یک کشتی که برای سفرهای کوتاه توریستی ساخته شده است، خسته شده اند.

منبع: BBC Listening Compilation June 2020

" Odds, bobs, hammer and tongs, I hear you" .

شانس، گیس، چکش و چنگال، من حرف شما را می‌شنوم.

منبع: Peter Pan

I always answer with the " I'm OK" head bob.

من همیشه با تکان دادن سر "من خوبم" پاسخ می دهم.

منبع: Friends Season 2

Bits and bobs means the same as bits and pieces.

تکه‌های ریز و درشت به معنای همان تکه‌های کوچک و بزرگ است.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

It's got bits and bobs in it.

در آن تکه های ریز و درشت وجود دارد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید