bobbing for apples
چیدن سیب از داخل آب
a cork bobbing on the water.
یک دوشک شناور روی آب.
The small boat was bobbing on the sea.
قایق کوچک روی دریا شناور بود.
A little bird was bobbing its head up and down.
یک پرنده کوچک سر خود را بالا و پایین میکرد.
The small boat was bobbing on the rough water of the lake.
قایق کوچک روی آب خروشان دریاچه شناور بود.
I could see his ginger head bobbing about.
میتوانستم سر نارنجیاش را در حال شناور بودن ببینم.
The place was in a state of near pandemonium, dozens of orbs bobbing along, underlit by intense flashes of explosive light that was pouring out from holes and shafts in the floor;
محل در آستانه هرج و مرج بود، دهها کره در حال شناور شدن، زیر نور شدید چشمکهای انفجاری که از سوراخها و کانالهای کف بیرون میریخت.
" Hodor, " Hodor replied, bobbing his head.
هودور، هودور در پاسخ سرش را به نشانهی تایید تکان داد.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)What do you call a walrus bobbing in the ocean?
چه نامی برای یک والروس که در اقیانوس به بالا و پایین میرود، وجود دارد؟
منبع: National Geographic (Children's Section)Did you mean it when you said she wouldn't have a bob?
واقعاً منظورت را گفتی که او یک گیس نمیخواهد؟
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Peeves was bobbing halfway up, loosening the carpet so that people would trip.
پیوز در حال بالا و پایین کردن در وسط بود و فرش را شل میکرد تا مردم زمین بخورند.
منبع: Harry Potter and the Sorcerer's StoneBut rather than bobbing around in oil we're gonna do them here.
اما به جای اینکه در روغن به بالا و پایین بروند، ما آنها را اینجا انجام خواهیم داد.
منبع: Gourmet BaseThey are tired of endlessly bobbing around on a vessel built for short tourist trips.
آنها از به طور مداوم بالا و پایین رفتن در یک کشتی که برای سفرهای کوتاه توریستی ساخته شده است، خسته شده اند.
منبع: BBC Listening Compilation June 2020" Odds, bobs, hammer and tongs, I hear you" .
شانس، گیس، چکش و چنگال، من حرف شما را میشنوم.
منبع: Peter PanI always answer with the " I'm OK" head bob.
من همیشه با تکان دادن سر "من خوبم" پاسخ می دهم.
منبع: Friends Season 2Bits and bobs means the same as bits and pieces.
تکههای ریز و درشت به معنای همان تکههای کوچک و بزرگ است.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonIt's got bits and bobs in it.
در آن تکه های ریز و درشت وجود دارد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"bobbing for apples
چیدن سیب از داخل آب
a cork bobbing on the water.
یک دوشک شناور روی آب.
The small boat was bobbing on the sea.
قایق کوچک روی دریا شناور بود.
A little bird was bobbing its head up and down.
یک پرنده کوچک سر خود را بالا و پایین میکرد.
The small boat was bobbing on the rough water of the lake.
قایق کوچک روی آب خروشان دریاچه شناور بود.
I could see his ginger head bobbing about.
میتوانستم سر نارنجیاش را در حال شناور بودن ببینم.
The place was in a state of near pandemonium, dozens of orbs bobbing along, underlit by intense flashes of explosive light that was pouring out from holes and shafts in the floor;
محل در آستانه هرج و مرج بود، دهها کره در حال شناور شدن، زیر نور شدید چشمکهای انفجاری که از سوراخها و کانالهای کف بیرون میریخت.
" Hodor, " Hodor replied, bobbing his head.
هودور، هودور در پاسخ سرش را به نشانهی تایید تکان داد.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)What do you call a walrus bobbing in the ocean?
چه نامی برای یک والروس که در اقیانوس به بالا و پایین میرود، وجود دارد؟
منبع: National Geographic (Children's Section)Did you mean it when you said she wouldn't have a bob?
واقعاً منظورت را گفتی که او یک گیس نمیخواهد؟
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Peeves was bobbing halfway up, loosening the carpet so that people would trip.
پیوز در حال بالا و پایین کردن در وسط بود و فرش را شل میکرد تا مردم زمین بخورند.
منبع: Harry Potter and the Sorcerer's StoneBut rather than bobbing around in oil we're gonna do them here.
اما به جای اینکه در روغن به بالا و پایین بروند، ما آنها را اینجا انجام خواهیم داد.
منبع: Gourmet BaseThey are tired of endlessly bobbing around on a vessel built for short tourist trips.
آنها از به طور مداوم بالا و پایین رفتن در یک کشتی که برای سفرهای کوتاه توریستی ساخته شده است، خسته شده اند.
منبع: BBC Listening Compilation June 2020" Odds, bobs, hammer and tongs, I hear you" .
شانس، گیس، چکش و چنگال، من حرف شما را میشنوم.
منبع: Peter PanI always answer with the " I'm OK" head bob.
من همیشه با تکان دادن سر "من خوبم" پاسخ می دهم.
منبع: Friends Season 2Bits and bobs means the same as bits and pieces.
تکههای ریز و درشت به معنای همان تکههای کوچک و بزرگ است.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonIt's got bits and bobs in it.
در آن تکه های ریز و درشت وجود دارد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید