bodge

[ایالات متحده]/bɑdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مشکل را با روش‌های غیرحرفه‌ای یا ناشیانه ترمیم یا تعمیر کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbodging
قسمت سوم فعلbodged
زمان گذشتهbodged
شکل سوم شخص مفردbodges
جمعbodges

عبارات و ترکیب‌ها

bodge it up

به هم بریز

bodge together

به هم بریز

جملات نمونه

the door was bodged together from old planks.

در را با استفاده از الوارهای قدیمی به صورت عجولانه سر هم کرده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید