boggarts

[ایالات متحده]/ˈbɒɡərt/
[بریتانیا]/ˈbɑːɡərt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موجود شیطنت‌آمیز و تغییر شکل‌دهنده از فولکلور بریتانیایی که گفته می‌شود بر ترس‌های مردم شکار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a closet boggart

یک بوگارت کمدی

face your boggarts

با بوگارت‌های خود روبرو شوید

a childhood boggart

یک بوگارت دوران کودکی

banish your boggarts

بوگارت‌های خود را تبعید کنید

boggarts and monsters

بوگارت‌ها و هیولاها

جملات نمونه

a boggart can take the form of your greatest fear.

یک بوگارت می‌تواند به شکل ترس بزرگترین شما درآید.

in the story, the boggart frightened the villagers.

در داستان، بوگارتชาวบ้าน را می‌ترساند.

to defeat a boggart, you need to confront your fears.

برای شکست دادن یک بوگارت، شما باید با ترس‌های خود روبرو شوید.

the boggart in the attic caused a lot of trouble.

بوگارت در زیرزمین دردسرهای زیادی ایجاد کرد.

she learned how to outsmart a boggart with clever tricks.

او یاد گرفت که با ترفندهای زیرکانه چگونه از یک بوگارت پیشی بگیرد.

in folklore, a boggart is a mischievous creature.

در فولکلور، یک بوگارت موجودی شیطنت‌آمیز است.

the boggart transformed into a giant spider.

بوگارت به یک عنکبوت غول‌پیکر تبدیل شد.

children often tell stories about boggarts during campfires.

کودکان اغلب در کنار آتش داستان‌هایی در مورد بوگارت تعریف می‌کنند.

using a spell, they managed to banish the boggart.

با استفاده از یک طلسم، آنها موفق به تبعید بوگارت شدند.

the boggart's laugh echoed through the dark woods.

خنده بوگارت در جنگل تاریک طنین‌انداز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید