bogie

[ایالات متحده]/'bəʊgɪ/
[بریتانیا]/'bogi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالسکه کوچک; شاسی; شخص ترسناک.
Word Forms
جمعbogies

عبارات و ترکیب‌ها

bogie frame

فریم بغی

جملات نمونه

Monomotor bogies , where both axles of the bogie are driven by a single motor , often encounter torsional resonances, which lead to periodic longitudinal slip.

واگن‌های تک موتوری، که در آن هر دو محور واگن توسط یک موتور واحد رانده می‌شوند، اغلب با تشدیدات پیچشی مواجه می‌شوند که منجر به لغزش طولی دوره‌ای می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید