bola

[ایالات متحده]/ˈbəʊlə/
[بریتانیا]/ˈboʊlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک طناب وزنی با دو بولاس در انتها برای گرفتن دام؛ دو وزنه متصل به یک طناب، برای گرفتن حیوانات؛ نوعی سلاح که از دو توپ وزنی متصل به یک طناب تشکیل شده است.
Word Forms
جمعbolas

عبارات و ترکیب‌ها

play bola

بازی با توپ

bola game

بازی توپ

soccer bola

فوتبال با توپ

kick the bola

توپ را لگد بزن

bola skills

مهارت های توپ

love playing bola

عشق به بازی با توپ

pass the bola

توپ را پاس بده

good at bola

در توپ خوب

جملات نمونه

he kicked the bola into the goal.

او توپ را به سمت دروازه لگد زد.

she loves playing bola with her friends.

او عاشق بازی با دوستانش با توپ است.

the bola rolled down the hill.

توپ از تپه به پایین چرخید.

they organized a bola tournament this weekend.

آنها یک تورنمنت توپ را در این آخر هفته سازماندهی کردند.

the children were excited to play bola.

کودکان برای بازی با توپ هیجان زده بودند.

he practiced his bola skills every day.

او هر روز مهارت های توپ بازی خود را تمرین می کرد.

she bought a new bola for the game.

او یک توپ جدید برای بازی خرید.

they cheered as the bola flew through the air.

آنها تشویق کردند زیرا توپ از هوا عبور کرد.

we need to inflate the bola before the match.

ما باید توپ را قبل از مسابقه باد کنیم.

the bola is made of high-quality material.

توپ از مواد با کیفیت بالا ساخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید