bolograph

[ایالات متحده]/ˈbɒləɡrɑːf/
[بریتانیا]/bəˈlɑːɡræf/

ترجمه

n. رکوردی از گرمای تابشی، که توسط یک بولومتر تولید می‌شود؛ ابزاری برای ثبت گرمای تابشی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bolograph analysis

تجزیه و تحلیل بولوگراف

create a bolograph

ایجاد یک بولوگراف

bolograph technology advancements

پیشرفت‌های فناوری بولوگراف

study bolograph patterns

مطالعه الگوهای بولوگراف

bolograph image capturing

گرفتن تصویر بولوگراف

interpreting a bolograph

تفسیر یک بولوگراف

جملات نمونه

the scientist used a bolograph to illustrate the data.

دانشمند از یک بولوگراف برای نشان دادن داده‌ها استفاده کرد.

her bolograph clearly showed the relationship between the variables.

بولوگراف او به وضوح رابطه بین متغیرها را نشان داد.

we need to create a bolograph for the upcoming presentation.

ما باید یک بولوگراف برای ارائه آینده ایجاد کنیم.

the bolograph helped the team visualize their findings.

بولوگراف به تیم کمک کرد تا یافته‌های خود را تجسم کنند.

using a bolograph can simplify complex information.

استفاده از یک بولوگراف می‌تواند اطلاعات پیچیده را ساده کند.

he explained the concept using a detailed bolograph.

او مفهوم را با استفاده از یک بولوگراف دقیق توضیح داد.

the bolograph was essential for understanding the research results.

بولوگراف برای درک نتایج تحقیق ضروری بود.

in her thesis, she included a bolograph to support her argument.

در پایان نامه خود، او یک بولوگراف برای حمایت از استدلال خود قرار داد.

the professor demonstrated how to create a bolograph in class.

استاد نحوه ایجاد یک بولوگراف را در کلاس نشان داد.

after reviewing the bolograph, they adjusted their strategy.

پس از بررسی بولوگراف، آنها استراتژی خود را تنظیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید