boltholes

[ایالات متحده]/ˈbəʊlt.həʊlz/
[بریتانیا]/ˈboʊlt.hoʊlz/

ترجمه

n. جای پنهان؛ جایی برای پنهان شدن (فرم جمع bolt-hole)؛ جایی برای پنهان شدن از خطر

عبارات و ترکیب‌ها

secret boltholes

چکمه‌های سرپناهی سری

hidden boltholes

چکمه‌های سرپناهی پنهان

cozy boltholes

چکمه‌های سرپناهی راحت

urban boltholes

چکمه‌های سرپناهی شهری

finding boltholes

یافتن چکمه‌های سرپناهی

seeking boltholes

دریافت چکمه‌های سرپناهی

winter boltholes

چکمه‌های سرپناهی زمستانی

multiple boltholes

چند چکمه سرپناهی

escaping to boltholes

فرار کردن به چکمه‌های سرپناهی

boltholes everywhere

چکمه‌های سرپناهی در هر جا

جملات نمونه

the old house had several boltholes where the family kept their valuables hidden during wartime.

خانه قدیمی چندین جای پنهانی داشت که خانواده اش اشیاء ارزشمند خود را در آنها پنهان می‌کردند زمان جنگ.

rabbits create extensive boltholes underground to escape from predators.

گرگان زیر زمین جای پنهانی‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کنند تا از شکارچیان فرار کنند.

the spy maintained a network of boltholes throughout the city for emergency situations.

کارآگاه یک شبکه‌ای از جای پنهانی‌ها در سراسر شهر برای شرایط اضطراری حفظ می‌کرد.

during the storm, we retreated to the basement's secret boltholes for safety.

در زمان باران، ما به جای پنهانی‌های سرکه‌ای زیرخانه پناه بردیم تا امنیت داشته باشیم.

the mansion contained hidden boltholes known only to the servants.

این خانه‌ی بزرگ جای پنهانی‌های پنهانی داشت که فقط خدمتکاران آن را می‌دانستند.

smugglers used the coastal caves as boltholes to store contraband.

کشتی‌های قاچاق که جای پنهانی‌های ساحلی را برای نگهداری از کالای ممنوعه استفاده می‌کردند.

the resistance fighters established boltholes in the forest for rendezvous points.

نیروهای مقاومت جای پنهانی‌هایی در جنگل برای نقاط دیداری ایجاد کردند.

children built fort boltholes in the backyard using blankets and boxes.

کودکان با استفاده از پتوها و جعبه‌ها جای پنهانی‌هایی در بازدید خانه ساختند.

the escaping prisoners sought refuge in the abandoned mine's boltholes.

زندانی‌های فراری که از جای پنهانی‌های معدنی ترکیده شده پناه می‌بردند.

during air raids, citizens rushed to the public boltholes for protection.

در زمان حملات هوایی، شهروندان به جای پنهانی‌های عمومی برای حفاظت پرتاب می‌شدند.

the cat disappeared into its favorite boltholes under the porch.

گربه به جای پنهانی‌های مورد علاقه‌اش زیر تراس ناپدید شد.

vintage homes often feature secret boltholes built by previous owners.

خانه‌های قدیمی اغلب جای پنهانی‌های سری دارند که توسط مالکان قبلی ساخته شده‌اند.

the detective discovered that the suspect had multiple boltholes across the state.

دétektیو کشف کرد که مشکوک دارای چند جای پنهانی در سراسر ایالت است.

winter birds find boltholes in trees to shelter from cold winds.

پرندگان زمستانی جای پنهانی‌هایی در درختان پیدا می‌کنند تا از بادهای سرد پناه ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید