| جمع | boltis |
bolting food
پرسیان ترجمه
bolting cloth
پرسیان ترجمه
bolting mill
پرسیان ترجمه
bolting machine
پرسیان ترجمه
bolting hopper
پرسیان ترجمه
fine bolting
پرسیان ترجمه
bolting process
پرسیان ترجمه
the mechanic tightened all the boltis before testing the engine.
تکیه گر تمام گویها را قبل از تست موتور تنظیم کرد.
one bolti came loose during the long drive.
یک گوی در طول راند طولانی آسیب دید.
we need to replace the rusty bolti on the gate.
ما نیاز داریم گوی زنگ زدگی در درب را جایگزین کنیم.
the bolti broke when i tried to tighten it.
گوی شکسته شد وقتی من سعی کردم آن را تنظیم کنم.
check that every bolti is properly secured before starting the machine.
قبل از شروع ماشین بررسی کنید که هر گوی به درستی تنظیم شده است.
a missing bolti caused the entire assembly to collapse.
یک گوی گم شده باعث فروپاشی کلی ترکیب شد.
apply oil to the bolti before attempting to remove it.
قبل از سعی در حذف گوی روغن را روی آن بمالید.
the bolti threads are damaged and need replacement.
گوی دندانههای آن آسیب دیده و نیاز به جایگزینی دارد.
use the correct size wrench to tighten the bolti properly.
از گوی مناسب اندازه میخ کلید استفاده کنید تا به درستی تنظیم شود.
the vibration eventually loosened the bolti over time.
اهیزش در طول زمان گوی را به تدریج آسیب دید.
always use a washer with each bolti for better support.
همیشه یک میخ با هر گوی برای حمایت بهتر استفاده کنید.
the construction team inspected each bolti carefully before approval.
تیم ساخت هر گوی را قبل از تأیید با دقت بررسی کرد.
keep spare boltis in the toolbox for emergencies.
برای اضطرابهای احتمالی گویهای اضافه را در کیف ابزار نگه دارید.
bolting food
پرسیان ترجمه
bolting cloth
پرسیان ترجمه
bolting mill
پرسیان ترجمه
bolting machine
پرسیان ترجمه
bolting hopper
پرسیان ترجمه
fine bolting
پرسیان ترجمه
bolting process
پرسیان ترجمه
the mechanic tightened all the boltis before testing the engine.
تکیه گر تمام گویها را قبل از تست موتور تنظیم کرد.
one bolti came loose during the long drive.
یک گوی در طول راند طولانی آسیب دید.
we need to replace the rusty bolti on the gate.
ما نیاز داریم گوی زنگ زدگی در درب را جایگزین کنیم.
the bolti broke when i tried to tighten it.
گوی شکسته شد وقتی من سعی کردم آن را تنظیم کنم.
check that every bolti is properly secured before starting the machine.
قبل از شروع ماشین بررسی کنید که هر گوی به درستی تنظیم شده است.
a missing bolti caused the entire assembly to collapse.
یک گوی گم شده باعث فروپاشی کلی ترکیب شد.
apply oil to the bolti before attempting to remove it.
قبل از سعی در حذف گوی روغن را روی آن بمالید.
the bolti threads are damaged and need replacement.
گوی دندانههای آن آسیب دیده و نیاز به جایگزینی دارد.
use the correct size wrench to tighten the bolti properly.
از گوی مناسب اندازه میخ کلید استفاده کنید تا به درستی تنظیم شود.
the vibration eventually loosened the bolti over time.
اهیزش در طول زمان گوی را به تدریج آسیب دید.
always use a washer with each bolti for better support.
همیشه یک میخ با هر گوی برای حمایت بهتر استفاده کنید.
the construction team inspected each bolti carefully before approval.
تیم ساخت هر گوی را قبل از تأیید با دقت بررسی کرد.
keep spare boltis in the toolbox for emergencies.
برای اضطرابهای احتمالی گویهای اضافه را در کیف ابزار نگه دارید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید