bombsight

[ایالات متحده]/bɒmˌsaɪt/
[بریتانیا]/ˈbɑːmˌsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای هدف‌گیری بمب‌ها در طول حمله هوایی استفاده می‌شود؛ دستگاهی که برای هدف‌گیری بمب‌ها در طول حمله بمب‌افکن استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bombsight adjustment

تنظیمات دید بمب

bombsight calibration

کالیبراسیون دید بمب

adjust the bombsight

تنظیم دید بمب

align the bombsight

تراز کردن دید بمب

bombsight malfunction

خرابی دید بمب

bombsight accuracy

دقت دید بمب

the bombsight setting

تنظیمات دید بمب

check the bombsight

بررسی دید بمب

جملات نمونه

the pilot adjusted the bombsight before the mission.

خلبان قبل از ماموریت، دوربین بمب‌افکن را تنظیم کرد.

using a bombsight improves targeting accuracy.

استفاده از دوربین بمب‌افکن دقت هدف‌گیری را بهبود می‌بخشد.

the bombsight was essential for successful airstrikes.

دوربین بمب‌افکن برای انجام حملات هوایی موفق ضروری بود.

he trained extensively on the use of the bombsight.

او به طور گسترده در مورد نحوه استفاده از دوربین بمب‌افکن آموزش دید.

the bombsight malfunctioned during the operation.

در طول عملیات، دوربین بمب‌افکن دچار نقص فنی شد.

they relied on the bombsight for precise targeting.

آنها برای هدف‌گیری دقیق به دوربین بمب‌افکن اعتماد داشتند.

modern aircraft have advanced bombsight technology.

هواپیماهای مدرن دارای فناوری پیشرفته دوربین بمب‌افکن هستند.

he calibrated the bombsight before takeoff.

او قبل از برخاستن دوربین بمب‌افکن را تنظیم کرد.

the bombsight helped in calculating the drop point.

دوربین بمب‌افکن در محاسبه نقطه رها کردن کمک کرد.

she studied the mechanics of the bombsight thoroughly.

او به طور کامل مکانیک دوربین بمب‌افکن را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید