bondable material
مواد قابل چسباندنی
easily bondable
به راحتی قابل چسباندنی
bondable surface
سطح قابل چسباندنی
making bondable
قابل چسباندنی کردن
highly bondable
بسیار قابل چسباندنی
bondable joint
اتصال قابل چسباندنی
being bondable
در حال چسباندنی بودن
future bondable
قابل چسباندنی در آینده
newly bondable
جدیداً قابل چسباندنی
the metal was found to be highly bondable, allowing for strong connections.
این فلز به عنوان بسیار قابل پیوند بودن شناسایی شد که به ایجاد اتصالات قوی اجازه میدهد.
we needed a bondable material for the aerospace application.
ما به یک ماده قابل پیوند برای کاربرد هوافضا نیاز داشتیم.
the adhesive provided a bondable surface for the coating.
چسب یک سطح قابل پیوند برای پوشش فراهم کرد.
ensure the substrate is properly prepared to maximize bondable area.
اطمینان حاصل کنید که زیرلایه به درستی آماده شده است تا مساحت قابل پیوند را به حداکثر برسانید.
the new polymer is readily bondable to a variety of substrates.
پلیمر جدید به راحتی قابل پیوند به انواع زیرلایه ها است.
the process resulted in a bondable joint with excellent strength.
این فرآیند منجر به ایجاد یک اتصال قابل پیوند با استحکام عالی شد.
it's crucial to select a bondable primer for optimal adhesion.
انتخاب یک پرایمر قابل پیوند برای چسبندگی بهینه بسیار مهم است.
the manufacturer guarantees a bondable surface on all products.
تولید کننده سطح قابل پیوند را در تمام محصولات تضمین می کند.
this coating creates a bondable layer between the two components.
این پوشش یک لایه قابل پیوند بین دو جزء ایجاد می کند.
we are researching new methods to improve the bondable properties of the material.
ما در حال تحقیق در مورد روش های جدید برای بهبود خواص قابل پیوند بودن ماده هستیم.
the bondable surface allowed for easy assembly of the parts.
سطح قابل پیوند امکان مونتاژ آسان قطعات را فراهم کرد.
bondable material
مواد قابل چسباندنی
easily bondable
به راحتی قابل چسباندنی
bondable surface
سطح قابل چسباندنی
making bondable
قابل چسباندنی کردن
highly bondable
بسیار قابل چسباندنی
bondable joint
اتصال قابل چسباندنی
being bondable
در حال چسباندنی بودن
future bondable
قابل چسباندنی در آینده
newly bondable
جدیداً قابل چسباندنی
the metal was found to be highly bondable, allowing for strong connections.
این فلز به عنوان بسیار قابل پیوند بودن شناسایی شد که به ایجاد اتصالات قوی اجازه میدهد.
we needed a bondable material for the aerospace application.
ما به یک ماده قابل پیوند برای کاربرد هوافضا نیاز داشتیم.
the adhesive provided a bondable surface for the coating.
چسب یک سطح قابل پیوند برای پوشش فراهم کرد.
ensure the substrate is properly prepared to maximize bondable area.
اطمینان حاصل کنید که زیرلایه به درستی آماده شده است تا مساحت قابل پیوند را به حداکثر برسانید.
the new polymer is readily bondable to a variety of substrates.
پلیمر جدید به راحتی قابل پیوند به انواع زیرلایه ها است.
the process resulted in a bondable joint with excellent strength.
این فرآیند منجر به ایجاد یک اتصال قابل پیوند با استحکام عالی شد.
it's crucial to select a bondable primer for optimal adhesion.
انتخاب یک پرایمر قابل پیوند برای چسبندگی بهینه بسیار مهم است.
the manufacturer guarantees a bondable surface on all products.
تولید کننده سطح قابل پیوند را در تمام محصولات تضمین می کند.
this coating creates a bondable layer between the two components.
این پوشش یک لایه قابل پیوند بین دو جزء ایجاد می کند.
we are researching new methods to improve the bondable properties of the material.
ما در حال تحقیق در مورد روش های جدید برای بهبود خواص قابل پیوند بودن ماده هستیم.
the bondable surface allowed for easy assembly of the parts.
سطح قابل پیوند امکان مونتاژ آسان قطعات را فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید