bondservant

[ایالات متحده]/bɒndˈsɜːrvənt/
[بریتانیا]/bɑːndˈsɝːvənt/

ترجمه

n. شخصی که به خدمت دیگری متعهد است، معمولاً به عنوان برده یا کارگر.

عبارات و ترکیب‌ها

the bondservant's duty

وظیفه خادمان

a former bondservant

یک خادم سابق

bondservants of righteousness

خادمان عدالت

جملات نمونه

as a bondservant, he dedicated his life to serving others.

به عنوان یک خادم، او زندگی خود را وقف خدمت به دیگران کرد.

the bondservant worked tirelessly for his master.

خادم بی‌وقفه برای اربابش کار می‌کرد.

she chose to be a bondservant to help her family.

او تصمیم گرفت خادم باشد تا به خانواده‌اش کمک کند.

the bondservant's loyalty was unmatched.

وفاداری خادم بی‌نظیر بود.

many bondservants sought freedom after years of service.

بسیاری از خادمان پس از سال‌ها خدمت به دنبال آزادی بودند.

in ancient times, being a bondservant was a common practice.

در زمان‌های قدیم، خادم بودن یک عمل رایج بود.

the bondservant's story inspired others to seek their own paths.

داستان خادم الهام بخش دیگران برای یافتن مسیر خود شد.

he was a bondservant, but he dreamed of becoming a master.

او خادم بود، اما رویای تبدیل شدن به ارباب را داشت.

being a bondservant taught him the value of hard work.

خادم بودن به او ارزش کار سخت را نشان داد.

the bondservant served with honor and dignity.

خادم با افتخار و وقار خدمت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید