bondslave

[ایالات متحده]/bɒndˈsleɪv/
[بریتانیا]/ˈbɑːndˌslæv/

ترجمه

n. شخصی که کاملاً تحت کنترل شخص یا گروه دیگری است، به ویژه از طریق زور یا اجبار.

عبارات و ترکیب‌ها

bondslave of addiction

برده اعتیاد

bondslave of power

برده قدرت

جملات نمونه

the bondslave worked tirelessly in the fields.

برده سخت‌کوشانه در مزارع کار می‌کرد.

many stories depict the struggles of a bondslave.

داستان‌های زیادی به تصویر می‌کشند مبارزات یک برده.

a bondslave often dreams of freedom.

یک برده اغلب از آزادی رویای می‌بیند.

the bondslave's loyalty was tested by hardships.

وفاداری برده با سختی‌ها مورد آزمایش قرار گرفت.

he was treated like a bondslave in the household.

در خانه با او مانند یک برده رفتار می‌شد.

her story as a bondslave inspired many.

داستان او به عنوان یک برده الهام‌بخش بسیاری بود.

the bondslave sought a better life beyond servitude.

برده به دنبال یک زندگی بهتر فراتر از بردگی بود.

being a bondslave was a harsh reality in ancient times.

بردگی یک واقعیت تلخ در زمان‌های قدیم بود.

the bondslave's plight was often ignored by society.

وضعیت برده اغلب توسط جامعه نادیده گرفته می‌شد.

he felt like a bondslave under the oppressive regime.

او زیر حکومت سرکوبگر احساس می‌کرد که یک برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید