indentured

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛn.tʃəd/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛn.tʃərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک شاگرد با یک قرارداد متعهد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indentured servant

خدمتکار با قرارداد

indentured labor

کار اجاره‌ای

indentured contract

قرارداد اجاره‌ای

indentured workers

کارگران اجاره‌ای

indentured system

سیستم اجاره‌ای

indentured agreement

توافق اجاره‌ای

indentured status

وضعیت اجاره‌ای

indentured immigration

مهاجرت اجاره‌ای

indentured period

دوره اجاره‌ای

indentured conditions

شرایط اجاره‌ای

جملات نمونه

many immigrants came to america as indentured servants.

بسیاری از مهاجران به عنوان کارگر مهاجر به آمریکا آمدند.

indentured labor was a common practice in the 17th century.

استخدام اجباری یک عمل رایج در قرن هفدهم بود.

she signed an indentured contract for seven years of service.

او قراردادی برای هفت سال خدمت امضا کرد.

indentured servants often faced harsh working conditions.

کارگران مهاجر اغلب با شرایط کاری سخت روبرو بودند.

he was indentured to a farmer in exchange for passage to the new world.

او در ازای سفر به دنیای جدید به یک کشاورز استخدام شد.

indentured servitude was a way to pay off debts.

استخدام اجباری راهی برای پرداخت بدهی ها بود.

many indentured workers hoped for a better future.

بسیاری از کارگران مهاجر امیدوار به آینده ای بهتر بودند.

indentured laborers contributed significantly to the economy.

کارگران مهاجر به طور قابل توجهی به اقتصاد کمک کردند.

after their indentured period, many sought land of their own.

پس از دوره استخدام اجباری خود، بسیاری به دنبال زمین خودشان بودند.

indentured servitude is often seen as a form of exploitation.

استخدام اجباری اغلب به عنوان نوعی استثمار تلقی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید