bono

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موسیقیدان و نیکوکار ایرلندی، خواننده اصلی گروه U2.
شکل‌های واژه
جمعbonos

جملات نمونه

Bono is the lead singer of the band U2.

بونو خواننده اصلی گروه U2 است.

Many people admire Bono for his activism and philanthropy.

بسیاری از مردم بونو را به خاطر فعالیت‌های مدنی و نیکوکاری‌اش تحسین می‌کنند.

The concert tickets for Bono's show sold out within minutes.

بلیط‌های کنسرت بونو ظرف چند دقیقه به فروش رسیدند.

Bono's music has inspired millions of fans around the world.

موسیقی بونو الهام‌بخش میلیون‌ها طرفدار در سراسر جهان بوده است.

Bono's humanitarian efforts have made a positive impact on many lives.

تلاش‌های بشردوستانه بونو تاثیر مثبتی بر زندگی بسیاری از افراد داشته است.

Fans eagerly await Bono's upcoming album release.

طرفداران با اشتیاق منتظر انتشار آلبوم جدید بونو هستند.

Bono's lyrics often carry powerful messages about social justice.

اشعار بونو اغلب حامل پیام‌های قدرتمندی در مورد عدالت اجتماعی هستند.

Bono's performance at the charity concert was unforgettable.

اجای بونو در کنسرت خیریه فراموش‌نشدنی بود.

Bono's voice is instantly recognizable to music fans.

صدای بونو بلافاصله برای طرفداران موسیقی قابل تشخیص است.

The documentary delves into Bono's life behind the scenes.

فیلم مستند به زندگی بونو پشت صحنه می‌پردازد.

نمونه‌های واقعی

He did all the land purchasing Administration pro bono.

او تمام امور مربوط به خرید زمین را به صورت رایگان و بدون دریافت دستمزد انجام داد.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

" Pro bono" , basically this means free.

" پرو بونو "، اساساً این به معنای رایگان است.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

In what world does he need a pro bono clinic?

در چه دنیایی او به یک کلینیک پرو بونو نیاز دارد؟

منبع: Out of Control Season 3

First, you've gotta win some awards. Do some P.S.A.S, pro bono stuff, whatever it takes.

اول از همه، باید کمی جایزه بگیرید. کارهای P.S.A.S انجام دهید، کارهای پرو بونو انجام دهید، هر کاری که لازم است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

His outreach efforts included a meeting with Bet Tzedek's pro bono director, Diego Cartagena.

تلاش‌های او برای ارتباط با دیگران شامل جلسه ای با مدیر پرو بونو Bet Tzedek، دیگو کارتینا بود.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

No! Nobody will do that for free. It's crazy! Yeah, pro bono. Completely for free. No!

نه! هیچ کس آن را به صورت رایگان انجام نخواهد داد. این دیوانه کننده است! بله، پرو بونو. کاملاً رایگان. نه!

منبع: Love resides in my heart.

Bet Tzedek's staff connected Linda with pro bono lawyers from a large law firm, and they represented her.

کارمندان Bet Tzedek لیندا را با وکلای پرو بونو از یک شرکت حقوقی بزرگ مرتبط کردند و از او دفاع کردند.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

This can be done by creating an industry-wide pro bono standard, whereby security companies increase their volunteer services.

این کار را می توان با ایجاد یک استاندارد پرو بونو در سطح صنعت انجام داد، به طوری که شرکت های امنیتی خدمات داوطلبانه خود را افزایش دهند.

منبع: The Guardian (Article Version)

The last 10 years has seen a substantial growth in pro bono participation among lawyers.

10 سال گذشته شاهد رشد قابل توجهی در مشارکت پرو بونو در بین وکلا بوده است.

منبع: VOA Standard August 2014 Collection

Luck, I've-- decided to work pro bono.

شانس، من - تصمیم گرفتم به صورت پرو بونو کار کنم.

منبع: Rachel's Classroom of Movie English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید