boohoos

[ایالات متحده]/ˈbuːˌhuː/
[بریتانیا]/ˈbʊˌhuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز اندوه یا غم؛ یک فریاد غم‌انگیز.
v. به طور بلند و دراماتیک گریه کردن.
vi. به طور بلند گریه کردن؛ زاری کردن.

جملات نمونه

when she saw the sad movie, she couldn't help but say, "boohoo!"

وقتی فیلم غم‌انگیز را دید، نتوانست جلوی خود را بگیرد و گفت: «بوهو!».

he started to cry, exclaiming, "boohoo, i lost my favorite toy!"

او شروع به گریه کرد و با حالتی از ناراحتی گفت: «بوهو، اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام را گم کردم!».

after losing the game, all the players went, "boohoo!"

بعد از باختن در بازی، همه بازیکنان گفتند: «بوهو!».

she looked at her broken doll and said, "boohoo, it's ruined!"

او به عروسک شکسته اش نگاه کرد و گفت: «بوهو، خراب شده است!».

during the farewell party, everyone was saying, "boohoo, we'll miss you!"

در طول مهمانی خداحافظی، همه می‌گفتند: «بوهو، ما دلتان را تنگ می‌کنیم!».

he couldn't stop crying, repeating, "boohoo, why did this happen?"

او نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و تکرار کرد: «بوهو، چرا این اتفاق افتاد؟».

as the rain poured down, the children exclaimed, "boohoo, our picnic is ruined!"

همانطور که باران می‌بارید، بچه‌ها فریاد زدند: «بوهو، پیک نیک ما خراب شد!».

she sighed and said, "boohoo, i wanted to go to the concert!"

او آهی کشید و گفت: «بوهو، می‌خواستم به کنسرت بروم!».

after the surprise announcement, the crowd responded with a collective "boohoo!"

بعد از اعلام غیرمنتظره، جمعیت با یک «بوهو!» جمعی پاسخ دادند.

feeling sorry for himself, he muttered, "boohoo, nobody understands me."

با احساس ناراحتی برای خودش، غرغر کرد: «بوهو، هیچ کس من را نمی‌فهمد.».

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید