bottoming

[ایالات متحده]/ˈbɒtəmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːtəmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رسیدن به پایین‌ترین نقطه یا سطح؛ به پایان رسیدن.؛ عمل رسیدن به پایین‌ترین نقطه یا سطح؛ حالت بودن در پایین‌ترین نقطه.؛ در زمین‌شناسی، فرآیند پوشاندن چیزی با لایه‌ای از رسوب یا سنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

bottoming out process

فرآیند رسیدن به کف

bottoming out point

نقطه کف

stop bottoming out

از رسیدن به کف متوقف شوید

reverse bottoming

معکوس شدن روند کف

جملات نمونه

he is bottoming out in his career.

او در حال نزول در حرفه خود است.

the stock market is bottoming after the recent crash.

بازار سهام پس از سقوط اخیر در حال تثبیت است.

she feels like she is bottoming emotionally.

او احساس می کند که از نظر احساسی در حال نزول است.

bottoming out can lead to new opportunities.

نزول می تواند منجر به فرصت های جدید شود.

the team is bottoming out their performance this season.

تیم در حال کاهش عملکرد خود در این فصل است.

after bottoming out, he found the motivation to start over.

پس از رسیدن به نقطه پایین، او انگیزه را برای شروع دوباره پیدا کرد.

the economy is bottoming out, signaling a potential recovery.

اقتصاد در حال نزول است که نشان دهنده یک بهبودی احتمالی است.

she believes the project is bottoming out and will succeed.

او معتقد است که پروژه در حال نزول است و موفق خواهد شد.

bottoming out can be a painful experience.

نزول می تواند یک تجربه دردناک باشد.

they are bottoming out their budget for the year.

آنها بودجه خود را برای سال بهینه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید