bovines

[ایالات متحده]/[ˈbɒvɪn]/
[بریتانیا]/[ˈbɑːvɪn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گاو؛ حیوانات وحشی؛ گروهی از گاوها.

عبارات و ترکیب‌ها

raising bovines

پرورش گاوها

healthy bovines

گاوهای سالم

grazing bovines

چرای گاوها

protecting bovines

محافظت از گاوها

importing bovines

واردات گاوها

exporting bovines

صادر کردن گاوها

large bovines

گاوهای بزرگ

fattening bovines

چاق کردن گاوها

herding bovines

گردآوری گاوها

observing bovines

مشاهده گاوها

جملات نمونه

the farmer carefully inspected his herd of bovines.

کشاورز با دقت، گله گاومیشان خود را بررسی کرد.

bovines grazed peacefully in the lush pasture.

گاومیشان به آرامی و با آرامش در مراتع سرسبز چرا می کردند.

researchers studied the behavior of domestic bovines.

محققان رفتار گاومیشان اهلی را مطالعه کردند.

the cattle market was bustling with buyers and sellers of bovines.

بازار دام مملو از خریداران و فروشندگان گاومیش بود.

protecting bovines from predators is a constant challenge for ranchers.

محافظت از گاومیش در برابر شکارچیان یک چالش مداوم برای دامداران است.

the veterinarian administered vaccinations to the young bovines.

دامپزشک واکسیناسیون را برای گاومیشان جوان انجام داد.

bovines are a vital source of milk and meat worldwide.

گاومیشان منبع حیاتی شیر و گوشت در سراسر جهان هستند.

the movement of the bovines was slow and deliberate.

حرکت گاومیشان آهسته و با دقت بود.

genetic testing helps improve the quality of commercial bovines.

تست ژنتیکی به بهبود کیفیت گاومیشان تجاری کمک می کند.

the sound of lowing bovines filled the valley.

صدای پارس گاومیشان دره را پر کرد.

sustainable farming practices benefit both the land and the bovines.

روش های کشاورزی پایدار هم به نفع زمین و هم به نفع گاومیش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید