brabble

[ایالات متحده]/ˈbræbəl/
[بریتانیا]/ˈbræbəl/

ترجمه

n. دعوا، بحث
v. بحث کردن، اختلاف داشتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbrabbles
صفت یا فعل حال استمراریbrabbling
زمان گذشتهbrabbled
قسمت سوم فعلbrabbled

عبارات و ترکیب‌ها

brabble on

بحث کردن بی‌وقفه

brabble about

بحث کردن درباره

brabble over

بحث کردن درباره

stop brabbling

برابلهای متوقف کردن

brabble loudly

با صدای بلند بحث کردن

brabble constantly

به طور مداوم بحث کردن

join brabbling

به بحث اضافه شدن

end brabble

پایان دادن به بحث

جملات نمونه

they began to brabble over the smallest details of the project.

آنها شروع به بحث و جدل در مورد کوچکترین جزئیات پروژه کردند.

it's pointless to brabble about who will take the lead.

بحث کردن در مورد اینکه چه کسی مسئولیت را به عهده خواهد گرفت بی فایده است.

during the meeting, the team members brabbled incessantly.

در طول جلسه، اعضای تیم به طور مداوم بحث و جدل کردند.

the children brabbled over their favorite toys.

کودکان در مورد اسباب بازی های مورد علاقه خود بحث و جدل کردند.

don't brabble over trivial matters; focus on the big picture.

در مورد مسائل جزئی بحث نکنید؛ روی تصویر بزرگ تمرکز کنید.

she always tends to brabble when she's nervous.

او همیشه وقتی عصبی است تمایل دارد بحث کند.

they brabbled about the rules of the game.

آنها در مورد قوانین بازی بحث و جدل کردند.

it's frustrating to hear them brabble during the presentation.

شنیدن بحث و جدل آنها در طول ارائه خسته کننده است.

let’s not brabble; we need to make a decision quickly.

بحث نکنیم؛ ما باید به سرعت تصمیمی بگیریم.

the two friends brabbled about their differing opinions.

دو دوست در مورد نظرات متفاوتمان خود بحث و جدل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید