framing

[ایالات متحده]/'freɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfremɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار، چارچوب، اسکلت؛ سیستم قاب بندی

عبارات و ترکیب‌ها

picture framing

قاب‌بندی عکس

framing device

دستگاه قاب‌بندی

framing effect

اثر قاب‌بندی

steel framing

قاب‌بندی فولادی

structural framing

قاب‌بندی سازه‌ای

جملات نمونه

staff have proved invaluable in framing the proposals.

کارمندان در تدوین پیشنهادات بسیار ارزشمند بوده‌اند.

The government is framing a new bill to put a cap on gambling.

دولت در حال تدوین یک قانون جدید برای سقف‌گذاری قمار است.

, Nailer, Paintball Marker, Paintball Gun, Stapler, Air Gun, Coil Nailer, Air Tool, Sports Good, Air Tacker, Framing Nailer, Survival Game.

, Nailer, نشانگر گوی رنگی، تفنگ گوی رنگی، منگنه زن، تفنگ هوایی، منگنه زن مارپیچ، ابزار هوایی، کالای ورزشی، منگنه زن هوایی، منگنه زن قاب‌ساز، بازی بقا.

"Tudor style : Architectural style in England (1485-1558) that made lavish use of half-timbering (see timber framing), as well as oriels, gables, decorative Brickwork, and rich plasterwork."

"سبک تودور: سبک معماری در انگلستان (1485-1558) که از مصالعه گسترده ی سازه های چوبی (به سازه های چوبی مراجعه کنید)، و همچنین پنجره های بیرون زده، ایوان ها، بناهای آجری تزئینی و گچ بری غنی استفاده می کرد."

The artist is framing the painting with a beautiful wooden frame.

هنرمند نقاشی را با یک قاب چوبی زیبا قاب می‌کند.

Framing a photograph can enhance its overall appearance.

قاب‌بندی یک عکس می‌تواند ظاهر کلی آن را بهبود بخشد.

The detective suspected foul play in the framing of the crime scene.

مامور پلیس به بازی‌های مشکوک در صحنه جرم مشکوک بود.

Framing a house requires precise measurements and careful planning.

قاب‌بندی یک خانه نیاز به اندازه‌گیری دقیق و برنامه‌ریزی دقیق دارد.

The politician accused his rival of framing him for corruption.

سیاستمدار رقیب خود را به فریب دادن او برای فساد متهم کرد.

Framing a question in a certain way can influence the response you receive.

طراحی یک سؤال به روش خاص می‌تواند بر پاسخی که دریافت می‌کنید تأثیر بگذارد.

The company is framing its new marketing campaign around sustainability.

شرکت کمپین بازاریابی جدید خود را در مورد پایداری طراحی می‌کند.

Framing a narrative effectively can captivate the audience's attention.

طراحی یک روایت به طور مؤثر می‌تواند توجه مخاطب را جلب کند.

The framing of the movie was praised for its innovative use of camera angles.

قاب‌بندی فیلم به دلیل استفاده نوآورانه از زوایای دوربین مورد تحسین قرار گرفت.

The lawyer accused the prosecution of framing his client with false evidence.

وکیل دادستان را به فریب دادن موکلش با مدارک نادرست متهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید