bradawl

[ایالات متحده]/ˈbrædɔːl/
[بریتانیا]/ˈbrædˌoʊl/

ترجمه

n. ابزاری برای ایجاد سوراخ در چوب یا فلز، متشکل از یک شفت نوک‌تیز با نوک سخت‌شده؛ دریل یا خال‌نما (awl) کوچک.
Word Forms
جمعbradawls

عبارات و ترکیب‌ها

bradawl point

نقطه براداول

use bradawl

استفاده از براداول

bradawl mark

علامت براداول

bradawl size

اندازه براداول

جملات نمونه

i used a bradawl to make a pilot hole for the screw.

من از یک براوداول برای ایجاد یک سوراخ راهنما برای پیچ استفاده کردم.

the carpenter reached for the bradawl to start the project.

نجار به سراغ براوداول رفت تا پروژه را شروع کند.

make sure to keep the bradawl sharp for precise drilling.

مطمئن شوید که برای سوراخکاری دقیق، براوداول را تیز نگه دارید.

she demonstrated how to use a bradawl effectively.

او نحوه استفاده موثر از یک براوداول را نشان داد.

a bradawl is essential for any woodworking toolkit.

یک براوداول برای هر جعبه ابزار نجاری ضروری است.

he always carries a bradawl in his toolbox.

او همیشه یک براوداول را در جعبه ابزار خود حمل می کند.

using a bradawl can help prevent wood from splitting.

استفاده از یک براوداول می تواند به جلوگیری از شکسته شدن چوب کمک کند.

the bradawl was perfect for the delicate task at hand.

براوداول برای این کار ظریف بسیار مناسب بود.

before assembling the furniture, grab a bradawl.

قبل از مونتاژ مبلمان، یک براوداول بگیرید.

he taught me how to hold the bradawl correctly.

او به من یاد داد که چگونه براوداول را به درستی نگه دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید