bradypnea

[ایالات متحده]/[ˈbreɪdɪpniə]/
[بریتانیا]/[ˈbreɪdɪpniə]/

ترجمه

n. تنفس بسیار کند؛ تنفس کند

عبارات و ترکیب‌ها

bradypnea observed

برادیپنئا مشاهده شده

severe bradypnea

برادیپنئا شدید

bradypnea patient

بیمار با برادیپنئا

with bradypnea

با برادیپنئا

bradypnea caused

برادیپنئا باعث شده

diagnosing bradypnea

تشخیص برادیپنئا

bradypnea risk

خطر برادیپنئا

bradypnea signs

نشانه های برادیپنئا

bradypnea treatment

درمان برادیپنئا

bradypnea monitoring

پایش برادیپنئا

جملات نمونه

the patient exhibited bradypnea and low oxygen saturation levels.

بیمار نابرداشتی و سطح اکسیژن پایین نشان داد.

bradypnea can be a sign of severe respiratory depression.

نابرداشتی می‌تواند نشانه‌ای از فشار تنفسی شدید باشد.

we monitored the child's bradypnea closely after the anesthesia.

ما نابرداشتی کودک را پس از بی‌هوشی به دقت پیگیری کردیم.

the doctor ordered a thorough workup to investigate the bradypnea.

دکتر دستور داد تا بررسی جامعی برای بررسی نابرداشتی انجام شود.

bradypnea in newborns can indicate neurological issues.

نابرداشتی در نوزادان می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عصبی باشد.

the ventilator settings were adjusted to correct the bradypnea.

تنظیمات مکانیک تنفسی برای اصلاح نابرداشتی تغییر یافت.

drug overdose is a common cause of bradypnea.

مصرف زیاد دارو یک علت رایج نابرداشتی است.

we documented the patient's bradypnea and decreased responsiveness.

ما نابرداشتی بیمار و کاهش پاسخگویی را ثبت کردیم.

the nurse noted the presence of bradypnea during rounds.

پرستار حضور نابرداشتی را در حین گردش ثبت کرد.

bradypnea is a concerning finding in a post-operative patient.

نابرداشتی یافته نگران کننده‌ای در بیمار پس از عمل جراحی است.

rapid assessment is crucial when encountering bradypnea.

ارزیابی سریع وقتی که با نابرداشتی مواجه می‌شویم حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید