| جمع | bramas |
brama dream
خواب براما
brama motor
موتور براما
brama's house
خانه براما
meet brama
با براما آشنا شوید
call brama
براما را بیافرینید
friend of brama
دوست براما
brama is here
براما اینجا است
brama street
خیابان براما
brama group
گروه براما
hello brama
سلام براما
the ancient city gate is called a magnificent brama in the local dialect.
در گویش محلی، درب شهر باستانی به عنوان یک براما شگفتانگیز شناخته میشود.
visitors admired the intricate carvings on the wooden brama.
بازدیدکنندگان نقاشیهای پیچیده روی براما چوبی را تحسین کردند.
the brama bali resort offers stunning views of the rice terraces.
رستوران براما بالي با دید بسیار زیبایی از مراتع برنج دارد.
he decided to name his new restaurant brama kitchen.
او تصمیم گرفت رستوران جدیدش را کیت چن براما بنامگذارد.
the festival procession passed through the main brama at noon.
فرآیند جشن در ساعت ظهر از طریق براما اصلی عبور کرد.
she stayed at the brama hotel during her trip to the mountains.
او در طول سفر خود به کوهها در هتل براما اقامت کرد.
the ancient temple's brama has stood for over five centuries.
برامای معبد باستانی از پنج قرن گذشته ایستاده است.
we walked through the red brama to enter the fortress.
ما از طریق براما قرمز به قلعه وارد شدیم.
the brama semeru foundation focuses on educational programs for children.
بنیاد براما سمرُو روی برنامههای آموزشی برای کودکان تمرکز دارد.
they restored the historic brama to its former glory last year.
آنها سال گذشته براما تاریخی را به زیبایی گذشتهاش بازگرداندند.
the small village is famous for its beautifully painted brama.
این روستای کوچک به خاطر برامای زیبایی که نقاشی شده است معروف است.
brama dream
خواب براما
brama motor
موتور براما
brama's house
خانه براما
meet brama
با براما آشنا شوید
call brama
براما را بیافرینید
friend of brama
دوست براما
brama is here
براما اینجا است
brama street
خیابان براما
brama group
گروه براما
hello brama
سلام براما
the ancient city gate is called a magnificent brama in the local dialect.
در گویش محلی، درب شهر باستانی به عنوان یک براما شگفتانگیز شناخته میشود.
visitors admired the intricate carvings on the wooden brama.
بازدیدکنندگان نقاشیهای پیچیده روی براما چوبی را تحسین کردند.
the brama bali resort offers stunning views of the rice terraces.
رستوران براما بالي با دید بسیار زیبایی از مراتع برنج دارد.
he decided to name his new restaurant brama kitchen.
او تصمیم گرفت رستوران جدیدش را کیت چن براما بنامگذارد.
the festival procession passed through the main brama at noon.
فرآیند جشن در ساعت ظهر از طریق براما اصلی عبور کرد.
she stayed at the brama hotel during her trip to the mountains.
او در طول سفر خود به کوهها در هتل براما اقامت کرد.
the ancient temple's brama has stood for over five centuries.
برامای معبد باستانی از پنج قرن گذشته ایستاده است.
we walked through the red brama to enter the fortress.
ما از طریق براما قرمز به قلعه وارد شدیم.
the brama semeru foundation focuses on educational programs for children.
بنیاد براما سمرُو روی برنامههای آموزشی برای کودکان تمرکز دارد.
they restored the historic brama to its former glory last year.
آنها سال گذشته براما تاریخی را به زیبایی گذشتهاش بازگرداندند.
the small village is famous for its beautifully painted brama.
این روستای کوچک به خاطر برامای زیبایی که نقاشی شده است معروف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید