bravenesses

[ایالات متحده]/brəˈvənsiz/
[بریتانیا]/bruh-VUH n-sihz/

ترجمه

n. جمع شجاعت؛ دلیری، جسارت؛ نمایش، خودنمایی

عبارات و ترکیب‌ها

bravenesses inspire

الهام بخشیدن شجاعت‌ها

many bravenesses

شجاعت‌های زیاد

show bravenesses

نشان دادن شجاعت‌ها

lack bravenesses

نبود شجاعت‌ها

praise bravenesses

ستودن شجاعت‌ها

need bravenesses

نیاز به شجاعت‌ها

display bravenesses

به نمایش گذاشتن شجاعت‌ها

value bravenesses

ارزش قائل شدن برای شجاعت‌ها

demonstrate bravenesses

نشان دادن شجاعت‌ها

gather bravenesses

جمع کردن شجاعت‌ها

جملات نمونه

her bravenesses in the face of danger were commendable.

شجاعت او در برابر خطر قابل تحسین بود.

his bravenesses during the rescue operation saved lives.

شجاعت او در طول عملیات نجات جان افراد را نجات داد.

the bravenesses of the soldiers were recognized with medals.

شجاعت سربازان با دریافت مدال مورد تقدیر قرار گرفت.

bravenesses in challenging situations can inspire others.

شجاعت در شرایط دشوار می تواند الهام بخش دیگران باشد.

her bravenesses were evident when she spoke out against injustice.

شجاعت او زمانی که علیه بی‌عدالتی صحبت کرد، آشکار بود.

bravenesses are often celebrated in stories and folklore.

شجاعت اغلب در داستان ها و فولکلور جشن گرفته می شود.

his bravenesses during the storm proved his leadership.

شجاعت او در طول طوفان، رهبری او را ثابت کرد.

bravenesses can come in many forms, not just physical.

شجاعت می تواند در اشکال مختلفی باشد، نه فقط فیزیکی.

we should encourage bravenesses in our children.

ما باید شجاعت را در کودکان خود تشویق کنیم.

her bravenesses gave her the strength to overcome obstacles.

شجاعت او به او قدرت غلبه بر موانع را داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید