brazennesses displayed
نمایش جسارتها
blatant brazennesses
جسارتهای آشکار
excess brazennesses
جسارتهای بیش از حد
brazennesses noted
جسارتهای مورد توجه
known brazennesses
جسارتهای شناخته شده
brazennesses obvious
جسارتهای آشکار
unveiling brazennesses
افشای جسارتها
brazennesses exposed
جسارتهای آشکار شده
stark brazennesses
جسارتهای برجسته
brazennesses rampant
جسارتهای گسترده
her brazennesses often leave people shocked.
جسارتهای او اغلب باعث حیرت مردم میشود.
he displayed brazennesses that were hard to ignore.
او جسارتهایی از خود نشان داد که نادیده گرفتنشان دشوار بود.
despite his brazennesses, she still loved him.
با وجود جسارتهایش، او هنوز هم عاشقش بود.
the brazennesses of the politician were widely criticized.
جسارتهای سیاستمدار به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.
her brazennesses made her stand out in the crowd.
جسارتهای او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
they admired his brazennesses in the face of adversity.
آنها در برابر سختیها، جسارت او را تحسین کردند.
his brazennesses were surprising given his background.
با توجه به پیشینهاش، جسارتهای او غیرمنتظره بود.
she tackled the issue with a certain brazenness.
او با جسارت خاصی به این موضوع پرداخت.
they couldn't believe her brazennesses during the meeting.
آنها نمیتوانستند در طول جلسه جسارتهای او را باور کنند.
his brazennesses often led to awkward situations.
جسارتهای او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند میشد.
brazennesses displayed
نمایش جسارتها
blatant brazennesses
جسارتهای آشکار
excess brazennesses
جسارتهای بیش از حد
brazennesses noted
جسارتهای مورد توجه
known brazennesses
جسارتهای شناخته شده
brazennesses obvious
جسارتهای آشکار
unveiling brazennesses
افشای جسارتها
brazennesses exposed
جسارتهای آشکار شده
stark brazennesses
جسارتهای برجسته
brazennesses rampant
جسارتهای گسترده
her brazennesses often leave people shocked.
جسارتهای او اغلب باعث حیرت مردم میشود.
he displayed brazennesses that were hard to ignore.
او جسارتهایی از خود نشان داد که نادیده گرفتنشان دشوار بود.
despite his brazennesses, she still loved him.
با وجود جسارتهایش، او هنوز هم عاشقش بود.
the brazennesses of the politician were widely criticized.
جسارتهای سیاستمدار به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.
her brazennesses made her stand out in the crowd.
جسارتهای او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
they admired his brazennesses in the face of adversity.
آنها در برابر سختیها، جسارت او را تحسین کردند.
his brazennesses were surprising given his background.
با توجه به پیشینهاش، جسارتهای او غیرمنتظره بود.
she tackled the issue with a certain brazenness.
او با جسارت خاصی به این موضوع پرداخت.
they couldn't believe her brazennesses during the meeting.
آنها نمیتوانستند در طول جلسه جسارتهای او را باور کنند.
his brazennesses often led to awkward situations.
جسارتهای او اغلب منجر به موقعیتهای ناخوشایند میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید