breaststrokes

[ایالات متحده]/breststroʊks/
[بریتانیا]/breaststrokes/

ترجمه

n. عمل شنا کردن قورباغه.

عبارات و ترکیب‌ها

breaststrokes style

سبک شنا سوئدی

learn breaststrokes

یادگیری شنا سوئدی

breaststrokes fast

شنا سوئدی سریع

perfect breaststrokes

شنا سوئدی عالی

breaststrokes technique

تکنیک شنا سوئدی

best breaststrokes

بهترین شنا سوئدی

practice breaststrokes

تمرین شنا سوئدی

swim breaststrokes

شنا سوئدی کردن

breaststrokes race

مسابقه شنا سوئدی

جملات نمونه

she prefers to swim breaststrokes during her training sessions.

او ترجیح می‌دهد در طول تمرینات خود به صورت سینه شناسی شنا کند.

breaststrokes are great for building upper body strength.

شنا به صورت سینه شناسی برای افزایش قدرت قسمت بالایی بدن عالی است.

he learned the proper technique for breaststrokes in swimming class.

او تکنیک مناسب شنای سینه را در کلاس شنا یاد گرفت.

many beginners start with breaststrokes because they are easier to learn.

بسیاری از مبتدیان با شنای سینه شروع می‌کنند زیرا یادگیری آنها آسان‌تر است.

she enjoys practicing breaststrokes at the local pool.

او از تمرین شنای سینه در استخر محلی لذت می‌برد.

breaststrokes can be quite relaxing after a long day.

شنای سینه می‌تواند بعد از یک روز طولانی بسیار آرامش‌بخش باشد.

he uses breaststrokes to improve his overall swimming technique.

او از شنای سینه برای بهبود تکنیک شنای کلی خود استفاده می‌کند.

mastering breaststrokes requires patience and practice.

تسلط بر شنای سینه نیاز به صبر و تمرین دارد.

she often competes in breaststroke events at swim meets.

او اغلب در مسابقات شنای سینه در مسابقات شنا شرکت می‌کند.

after a few lessons, he became confident in his breaststrokes.

بعد از چند جلسه، او در شنای سینه خود اعتماد به نفس پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید