freestyles

[ایالات متحده]/ˈfriːstaɪlz/
[بریتانیا]/ˈfriːstaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شنا آزاد یا سبک
n. مسابقه شنا آزاد؛ بسکتبال خیابانی؛ سبک آزاد؛ حرکت آزاد

عبارات و ترکیب‌ها

freestyles rap

اجرای بداهه رپ

freestyles battle

مسابقه بداهه

freestyles session

جلسه بداهه

freestyles competition

رقابت بداهه

freestyles performance

اجای بداهه

freestyles showcase

نمایش بداهه

freestyles event

رویداد بداهه

freestyles lyrics

متن بداهه

freestyles flow

جریان بداهه

freestyles style

سبک بداهه

جملات نمونه

he often freestyles during his performances.

او اغلب در طول اجراهای خود بداهه پردازی می کند.

she freestyles her lyrics to fit the beat.

او اشعار خود را بداهه می کند تا با ریتم هماهنگ شود.

the rapper freestyles to showcase his skills.

رپر بداهه پردازی می کند تا مهارت های خود را نشان دهد.

they love to freestyle when they hang out.

آنها عاشق بداهه پردازی وقتی با هم بیرون می روند هستند.

freestyles can often lead to unexpected creativity.

بداهه پردازی ها اغلب می توانند منجر به خلاقیت غیرمنتظره شوند.

he freestyles over different music genres.

او روی ژانرهای مختلف موسیقی بداهه پردازی می کند.

many artists prefer to freestyle rather than write scripts.

بسیاری از هنرمندان ترجیح می دهند بداهه پردازی کنند تا فیلمنامه بنویسند.

she impresses everyone when she freestyles.

وقتی بداهه پردازی می کند، او همه را تحت تاثیر قرار می دهد.

freestyles are a great way to practice improvisation.

بداهه پردازی ها راهی عالی برای تمرین بداهه پردازی هستند.

he recorded a mixtape filled with freestyles.

او یک میکس تیپ پر از بداهه پردازی ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید