breezing through
عبور با سرعت
breezing past
عبور سریع
breezing by
عبور سریع
breezing in
وارد شدن با سرعت
breezing out
خروج با سرعت
breeze through
عبور با سرعت
breezing down
عبور با سرعت
breezing up
عبور با سرعت
breeze it through
عبور با سرعت
the children were breezing through their homework.
کودکان با سرعت از میان تکالیف خود عبور میکردند.
she was breezing along the beach, enjoying the sun.
او با سرعت در امتداد ساحل به پیش میرفت و از آفتاب لذت میبرد.
he was breezing past the competition in the race.
او با سرعت از رقبا در مسابقه پیشی میگرفت.
they were breezing through the presentation with confidence.
آنها با اعتماد به نفس با سرعت از ارائه جلو میرفتند.
we were breezing home after a long day.
ما پس از یک روز طولانی با سرعت به سمت خانه میرفتیم.
she felt like she was breezing through life.
او احساس میکرد که در حال گذراندن سریع زندگی است.
he was breezing through the exam without any stress.
او بدون هیچ استرسی با سرعت از امتحان عبور میکرد.
the team was breezing through the project ahead of schedule.
تیم با سرعت از پروژه جلو میرفت و زودتر از زمان مقرر به پایان میرسید.
after the warm-up, she was breezing through her workout.
پس از گرم کردن، او با سرعت تمرین خود را انجام میداد.
he was breezing through the traffic on his bike.
او با دوچرخه خود با سرعت از میان ترافیک عبور میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید