bring along
همراه آوردن
bring up
پرورش دادن، مطرح کردن
bring back
بازگرداندن
bring down
کاهش دادن، پایین آوردن
bring in
وارد کردن، به خدمت گرفتن
bring out
بیرون آوردن، آشکار کردن
bring about
ایجاد کردن، به وجود آوردن
bring forward
ارائه دادن، جلو آوردن
bring into
وارد کردن به
bring forth
به ظهور درآوردن
bring on
ایجاد کردن، شروع کردن
bring together
یکجا آوردن
bring into play
به کار انداختن
bring home
به خانه آوردن، متذکر کردن
bring with
همراه داشتن
bring into effect
به اجرا درآوردن
bring it on
بیا شروع کنیم
bring to mind
به یاد آوردن
bring into being
به وجود آوردن
bring it to hisnotice
به اطلاع او برسانید
They will bring in a parliamentary bill.
آنها یک لایحه پارلمانی ارائه خواهند داد.
bring a case to an issue.
یک مورد را به یک موضوع تبدیل کنید.
on bring a plan to maturity
برساندن یک طرح به بلوغ
bring sth. to perfection
رساندن چیزی به کمال
Bring me the steps.
مراحل را برای من بیاورید.
bring to a termination
به یک پایان برساند
bring a charge against
اتهام علیه ... وارد کردن
to bring a criminal to justice
به دست عدالت رساندن یک مجرم
Bring the soup to the boil.
سوپ را به جوش بیاورید.
Bring the milk to boil.
شیر را به جوش بیاورید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید