| جمع | broadaxes |
broadax swing
نوسان تبر پهن
broadax chop
برش با تبر پهن
broadax use
استفاده از تبر پهن
need broadax
نیاز به تبر پهن
wield broadax
به دست گرفتن تبر پهن
broadax edge
لبه تبر پهن
broadax strike
ضربه با تبر پهن
broadax wood
چوب با تبر پهن
heavy broadax
تبر پهن سنگین
the lumberjack swung the broadax with precision.
چوبدَرنده با دقت تبر پهن را به حرکت درآورد.
he used a broadax to shape the wooden beam.
او از یک تبر پهن برای شکل دادن به تیر چوبی استفاده کرد.
in the past, a broadax was essential for clearing forests.
در گذشته، یک تبر پهن برای پاکسازی جنگلها ضروری بود.
the broadax is a traditional tool for carpenters.
تبر پهن یک ابزار سنتی برای نجاران است.
she admired the craftsmanship of the broadax.
او از مهارت ساخت تبر پهن تحسین کرد.
using a broadax requires strength and skill.
استفاده از یک تبر پهن به قدرت و مهارت نیاز دارد.
the broadax made quick work of the thick logs.
تبر پهن به سرعت کارهای سنگین را با سیاهه های ضخیم انجام داد.
he inherited his grandfather's old broadax.
او تبر پهن قدیمی پدربزرگش را به ارث برد.
she learned how to wield a broadax during her summer camp.
او در طول اردوی تابستانی خود یاد گرفت که چگونه از یک تبر پهن استفاده کند.
the sound of the broadax hitting the wood echoed in the forest.
صدای برخورد تبر پهن با چوب در جنگل طنین انداز شد.
broadax swing
نوسان تبر پهن
broadax chop
برش با تبر پهن
broadax use
استفاده از تبر پهن
need broadax
نیاز به تبر پهن
wield broadax
به دست گرفتن تبر پهن
broadax edge
لبه تبر پهن
broadax strike
ضربه با تبر پهن
broadax wood
چوب با تبر پهن
heavy broadax
تبر پهن سنگین
the lumberjack swung the broadax with precision.
چوبدَرنده با دقت تبر پهن را به حرکت درآورد.
he used a broadax to shape the wooden beam.
او از یک تبر پهن برای شکل دادن به تیر چوبی استفاده کرد.
in the past, a broadax was essential for clearing forests.
در گذشته، یک تبر پهن برای پاکسازی جنگلها ضروری بود.
the broadax is a traditional tool for carpenters.
تبر پهن یک ابزار سنتی برای نجاران است.
she admired the craftsmanship of the broadax.
او از مهارت ساخت تبر پهن تحسین کرد.
using a broadax requires strength and skill.
استفاده از یک تبر پهن به قدرت و مهارت نیاز دارد.
the broadax made quick work of the thick logs.
تبر پهن به سرعت کارهای سنگین را با سیاهه های ضخیم انجام داد.
he inherited his grandfather's old broadax.
او تبر پهن قدیمی پدربزرگش را به ارث برد.
she learned how to wield a broadax during her summer camp.
او در طول اردوی تابستانی خود یاد گرفت که چگونه از یک تبر پهن استفاده کند.
the sound of the broadax hitting the wood echoed in the forest.
صدای برخورد تبر پهن با چوب در جنگل طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید