broadax

[ایالات متحده]/brɔːdæks/
[بریتانیا]/broʊˈdæk.s/

ترجمه

n. یک تبر سنگین با تیغه‌ای عریض، که برای قطع درختان یا خرد کردن چوب استفاده می‌شود.; یک سلاح منسوخ که شامل تیغه‌ای شبیه به تبر است که به یک دسته متصل شده است.
Word Forms
جمعbroadaxes

عبارات و ترکیب‌ها

broadax swing

نوسان تبر پهن

broadax chop

برش با تبر پهن

broadax use

استفاده از تبر پهن

need broadax

نیاز به تبر پهن

wield broadax

به دست گرفتن تبر پهن

broadax edge

لبه تبر پهن

broadax strike

ضربه با تبر پهن

broadax wood

چوب با تبر پهن

heavy broadax

تبر پهن سنگین

جملات نمونه

the lumberjack swung the broadax with precision.

چوب‌دَرنده با دقت تبر پهن را به حرکت درآورد.

he used a broadax to shape the wooden beam.

او از یک تبر پهن برای شکل دادن به تیر چوبی استفاده کرد.

in the past, a broadax was essential for clearing forests.

در گذشته، یک تبر پهن برای پاکسازی جنگل‌ها ضروری بود.

the broadax is a traditional tool for carpenters.

تبر پهن یک ابزار سنتی برای نجاران است.

she admired the craftsmanship of the broadax.

او از مهارت ساخت تبر پهن تحسین کرد.

using a broadax requires strength and skill.

استفاده از یک تبر پهن به قدرت و مهارت نیاز دارد.

the broadax made quick work of the thick logs.

تبر پهن به سرعت کارهای سنگین را با سیاهه های ضخیم انجام داد.

he inherited his grandfather's old broadax.

او تبر پهن قدیمی پدربزرگش را به ارث برد.

she learned how to wield a broadax during her summer camp.

او در طول اردوی تابستانی خود یاد گرفت که چگونه از یک تبر پهن استفاده کند.

the sound of the broadax hitting the wood echoed in the forest.

صدای برخورد تبر پهن با چوب در جنگل طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید