broch

[ایالات متحده]/brɒtʃ/
[بریتانیا]/brock/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برج سنگی گرد ماقبل تاریخ که در شمال اسکاتلند و جزایر نزدیک آن یافت شده است.
Word Forms
جمعbrochs

عبارات و ترکیب‌ها

broch design

طراحی بروشور

broch award

جایزه بروشور

broch store

فروشگاه بروشور

broch type

نوع بروشور

broch sales

فروش بروشور

broch history

تاریخچه بروشور

broch craft

هنر بروشور

broch culture

فرهنگ بروشور

broch material

مواد بروشور

جملات نمونه

she handed me a broch with a beautiful design.

او یک سنجاق سینه با طراحی زیبا به من داد.

the broch was made of silver and adorned with gemstones.

سنجاق سینه از نقره بود و با نگین‌های قیمتی تزئین شده بود.

he wore a broch on his lapel during the ceremony.

او سنجاق سینه را در طول مراسم روی لاله گوش خود استفاده کرد.

she collects vintage brochs from various eras.

او سنجاق سینه های قدیمی از دوران مختلف جمع آوری می کند.

the artist designed a unique broch for the exhibition.

هنرمند یک سنجاق سینه منحصر به فرد برای نمایش طراحی کرد.

he gifted her a broch as a token of his affection.

او به عنوان نشانه محبت خود، یک سنجاق سینه به او هدیه داد.

broch making is a traditional craft in this region.

ساخت سنجاق سینه یک هنر سنتی در این منطقه است.

the broch was intricately crafted with floral patterns.

سنجاق سینه به طرز پیچیده ای با طرح های گل طراحی شده بود.

she wore a stunning broch that caught everyone's attention.

او یک سنجاق سینه خیره کننده پوشید که توجه همه را جلب کرد.

he found an antique broch at the flea market.

او یک سنجاق سینه عتیقه در بازار دست دوم پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید