| شکل سوم شخص مفرد | broiders |
| صفت یا فعل حال استمراری | broidering |
| زمان گذشته | broidered |
| قسمت سوم فعل | broidered |
broider story
داستان گلدوزی
broider design
طراحی گلدوزی
broider edges
لبههای گلدوزی
broider fabric
پارچه گلدوزی
broider details
جزئیات گلدوزی
broider patch
پارچهای گلدوزی شده
broider thread
نخ گلدوزی
broider art
هنر گلدوزی
broider pattern
الگوی گلدوزی
broider skill
مهارت گلدوزی
she loves to broider intricate patterns on fabric.
او عاشق گلدوزی طرحهای پیچیده روی پارچه است.
he decided to broider a gift for his grandmother.
او تصمیم گرفت هدیهای را برای مادربزرگش گلدوزی کند.
they often broider together during family gatherings.
آنها اغلب در طول دورهمیهای خانوادگی با هم گلدوزی میکنند.
the artist plans to broider a mural on the wall.
هنرمند قصد دارد یک نقاشی دیواری را روی دیوار گلدوزی کند.
she learned to broider from her mother as a child.
او در کودکی از مادرش یاد گرفت که چگونه گلدوزی کند.
he wants to broider his initials on the handkerchief.
او میخواهد حروف اول نامش را روی دستمال گلدوزی کند.
to relax, she enjoys to broider in the evenings.
برای آرامش، او از گلدوزی در شبها لذت میبرد.
the workshop teaches participants how to broider effectively.
کارگاه به شرکتکنندگان میآموزد که چگونه به طور مؤثر گلدوزی کنند.
he plans to broider a special design for the festival.
او قصد دارد یک طرح ویژه برای جشنواره گلدوزی کند.
she uses vibrant colors to broider her creations.
او از رنگهای زنده برای گلدوزی آثار خود استفاده میکند.
broider story
داستان گلدوزی
broider design
طراحی گلدوزی
broider edges
لبههای گلدوزی
broider fabric
پارچه گلدوزی
broider details
جزئیات گلدوزی
broider patch
پارچهای گلدوزی شده
broider thread
نخ گلدوزی
broider art
هنر گلدوزی
broider pattern
الگوی گلدوزی
broider skill
مهارت گلدوزی
she loves to broider intricate patterns on fabric.
او عاشق گلدوزی طرحهای پیچیده روی پارچه است.
he decided to broider a gift for his grandmother.
او تصمیم گرفت هدیهای را برای مادربزرگش گلدوزی کند.
they often broider together during family gatherings.
آنها اغلب در طول دورهمیهای خانوادگی با هم گلدوزی میکنند.
the artist plans to broider a mural on the wall.
هنرمند قصد دارد یک نقاشی دیواری را روی دیوار گلدوزی کند.
she learned to broider from her mother as a child.
او در کودکی از مادرش یاد گرفت که چگونه گلدوزی کند.
he wants to broider his initials on the handkerchief.
او میخواهد حروف اول نامش را روی دستمال گلدوزی کند.
to relax, she enjoys to broider in the evenings.
برای آرامش، او از گلدوزی در شبها لذت میبرد.
the workshop teaches participants how to broider effectively.
کارگاه به شرکتکنندگان میآموزد که چگونه به طور مؤثر گلدوزی کنند.
he plans to broider a special design for the festival.
او قصد دارد یک طرح ویژه برای جشنواره گلدوزی کند.
she uses vibrant colors to broider her creations.
او از رنگهای زنده برای گلدوزی آثار خود استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید