broiled fish
ماهی کبابی
broiled chicken
مرغ کبابی
broiling steak
سرخ کردن استیک
broiled vegetables
سبزیجات کبابی
quickly broiled
سریعاً کبابی
broiled until crisp
تا زمانی که ترد شود کبابی
being broiled
در حال کبابی شدن
broiled tomatoes
گوجه فرنگی کبابی
they broiled
آنها کبابی کردند
broiling now
در حال حاضر در حال کبابی کردن
we broiled the salmon with lemon and herbs for a delicious dinner.
ما سالمون را با لیمو و گیاهان برای یک شام خوشمزه کباب کردیم.
the chef expertly broiled the steak to a perfect medium-rare.
سرآشپز گوشت را به طور ماهرانه به درجه متوسط مناسب کباب کرد.
broiled chicken is a healthier alternative to fried chicken.
مرغ کبابی یک جایگزین سالم تر از مرغ سرخ شده است.
she broiled tomatoes with garlic and olive oil for a simple side dish.
او گوجه فرنگی را با سیر و روغن زیتون برای یک غذای جانبی ساده کباب کرد.
the fish was quickly broiled, ensuring it remained moist and flaky.
ماهی به سرعت کباب شد و اطمینان حاصل شد که مرطوب و پوسته پوسته باقی بماند.
he broiled the vegetables until they were slightly charred.
او سبزیجات را تا زمانی که کمی سوختند کباب کرد.
we decided to broil the corn on the cob for a barbecue.
ما تصمیم گرفتیم ذرت را برای باربکیو کباب کنیم.
the broiled cod was served with a side of roasted potatoes.
کد کبابی با یک غذای جانبی سیب زمینی سرخ شده سرو شد.
broiled shrimp tacos are a flavorful and easy meal to prepare.
تاکوهای میگوی کبابی یک غذای خوشمزه و آسان برای تهیه هستند.
the recipe called for broiling the peppers until the skin blistered.
دستور العمل نیاز داشت که فلفل ها تا زمانی که پوست آنها تاول زد کباب شود.
they broiled the pineapple slices to add a smoky sweetness to the dish.
آنها تکه های آناناس را کباب کردند تا طعم دودی و شیرینی به غذا اضافه کنند.
broiled fish
ماهی کبابی
broiled chicken
مرغ کبابی
broiling steak
سرخ کردن استیک
broiled vegetables
سبزیجات کبابی
quickly broiled
سریعاً کبابی
broiled until crisp
تا زمانی که ترد شود کبابی
being broiled
در حال کبابی شدن
broiled tomatoes
گوجه فرنگی کبابی
they broiled
آنها کبابی کردند
broiling now
در حال حاضر در حال کبابی کردن
we broiled the salmon with lemon and herbs for a delicious dinner.
ما سالمون را با لیمو و گیاهان برای یک شام خوشمزه کباب کردیم.
the chef expertly broiled the steak to a perfect medium-rare.
سرآشپز گوشت را به طور ماهرانه به درجه متوسط مناسب کباب کرد.
broiled chicken is a healthier alternative to fried chicken.
مرغ کبابی یک جایگزین سالم تر از مرغ سرخ شده است.
she broiled tomatoes with garlic and olive oil for a simple side dish.
او گوجه فرنگی را با سیر و روغن زیتون برای یک غذای جانبی ساده کباب کرد.
the fish was quickly broiled, ensuring it remained moist and flaky.
ماهی به سرعت کباب شد و اطمینان حاصل شد که مرطوب و پوسته پوسته باقی بماند.
he broiled the vegetables until they were slightly charred.
او سبزیجات را تا زمانی که کمی سوختند کباب کرد.
we decided to broil the corn on the cob for a barbecue.
ما تصمیم گرفتیم ذرت را برای باربکیو کباب کنیم.
the broiled cod was served with a side of roasted potatoes.
کد کبابی با یک غذای جانبی سیب زمینی سرخ شده سرو شد.
broiled shrimp tacos are a flavorful and easy meal to prepare.
تاکوهای میگوی کبابی یک غذای خوشمزه و آسان برای تهیه هستند.
the recipe called for broiling the peppers until the skin blistered.
دستور العمل نیاز داشت که فلفل ها تا زمانی که پوست آنها تاول زد کباب شود.
they broiled the pineapple slices to add a smoky sweetness to the dish.
آنها تکه های آناناس را کباب کردند تا طعم دودی و شیرینی به غذا اضافه کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید