brushup

[ایالات متحده]/ˈbrʌʃˌʌp/
[بریتانیا]/ˈbrʌʃˌʌp/

ترجمه

n. برای تازه کردن یا بهبود دانش خود از یک موضوع با مرور آن. ; برای تمیز کردن یا جلا دادن چیزی با یک برس.
v. برای تازه کردن یا بهبود دانش خود از یک موضوع با مرور آن. ; برای تمیز کردن یا جلا دادن چیزی با یک برس.
Word Forms
جمعbrushups

جملات نمونه

it's time for a quick brushup on our presentation skills.

اکنون زمان یک مرور سریع بر مهارت‌های ارائه ماست.

she decided to brushup on her spanish before the trip.

او تصمیم گرفت قبل از سفر، اسپانیایی خود را مرور کند.

we need to brushup our knowledge of the latest regulations.

ما نیاز داریم دانش خود را از آخرین مقررات مرور کنیم.

he took a course to brushup on his coding skills.

او برای تقویت مهارت‌های برنامه‌نویسی خود در یک دوره ثبت نام کرد.

before the exam, i will brushup on all the key concepts.

قبل از امتحان، تمام مفاهیم کلیدی را مرور خواهم کرد.

it's essential to brushup on safety procedures regularly.

مرور منظم روی رویه‌های ایمنی ضروری است.

they organized a workshop to help employees brushup on their skills.

آنها یک کارگاه آموزشی برای کمک به کارمندان برای تقویت مهارت‌هایشان برگزار کردند.

before the interview, i plan to brushup on common questions.

قبل از مصاحبه، قصد دارم سوالات متداول را مرور کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید