bubby

[ایالات متحده]/ˈbʌb.i/
[بریتانیا]/ˈbʌb.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واژه غیررسمی برای سینه؛ یک واژه علاقه‌مندی برای یک نوزاد یا برادر جوان.
شکل‌های واژه
جمعbubbies

عبارات و ترکیب‌ها

my bubby

ببی من

hi bubby

سلام ببی

sweet bubby

ببی عزیز

little bubby

ببی کوچولو

bye bubby

خداحافظ ببی

love you bubby

دوست دارم ببی

cute bubby

ببی زیبای

bubby bear

ببی گریف

night bubby

شب خوش ببی

kiss bubby

ببی یک بوسه

جملات نمونه

hey bubby, how was your day at work?

سلام ننگ، روز کاریت چطور بود؟

come here, bubby, let me give you a hug.

اینجا بیا، ننگ، من یک آغوشت می‌دم.

i miss you so much, bubby.

خیلی خیلی تو رو می‌خوام، ننگ.

good morning, my beautiful bubby.

صبح بخیر، عزیزم ننگ.

don't cry, bubby, everything will be okay.

گریه نکن، ننگ، همه چیز خوب می‌شه.

you look so cute today, bubby.

امروز خیلی زیبایی به نظر می‌رسی، ننگ.

bubby, can you please help me with this?

ننگ، لطفاً منو کمک کنی؟

i made your favorite dinner, bubby.

من غذای مورد علاقه‌ات رو آماده کردم، ننگ.

sleep tight, my sweet bubby.

خوابت خوب باشه، عزیزم ننگ.

hey bubby, what do you want to watch tonight?

سلام ننگ، امروز شام چه چیزی می‌خوای ببینی؟

my little bubby is growing up so fast.

ننگ کوچولو من خیلی سریع بزرگ می‌شه.

there there, bubby, it's going to be fine.

آرامش، ننگ، همه چیز خوب می‌شه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید