buddle

[ایالات متحده]/ˈbʌdl̩/
[بریتانیا]/ˈbʌdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بی‌قرار یا مضطرب حرکت کردن.
n. جوانه یا شاخه کوچک و گرد یک گیاه.
Word Forms
جمعbuddles

عبارات و ترکیب‌ها

buddle of joy

بزرگی شادی

buddle up

همراه شوید

buddle together

با هم جمع شوند

buddle in

وارد شدن

buddle around

گشتن اطراف

buddle away

دور شدن

buddle through

عبور کردن

buddle up tight

محکم جمع شوند

buddle along

همراه شدن

buddle down

نشستن

جملات نمونه

she decided to buddle up in a warm blanket.

او تصمیم گرفت در یک پتو گرم خود را جمع کند.

they love to buddle together during winter nights.

آنها عاشق این هستند که در شب های زمستانی با هم خود را جمع کنند.

he tends to buddle his thoughts before speaking.

او معمولاً قبل از صحبت کردن افکار خود را جمع می کند.

it's best to buddle your clothes for the trip.

بهتر است لباس های خود را برای سفر جمع کنید.

we should buddle the kids up before going outside.

ما باید قبل از بیرون رفتن بچه ها را جمع کنیم.

he likes to buddle up with a good book on rainy days.

او دوست دارد در روزهای بارانی با یک کتاب خوب خود را جمع کند.

she always remembers to buddle her hair before the party.

او همیشه به یاد دارد که قبل از مهمانی موهایش را جمع کند.

it's important to buddle the fragile items carefully.

مهم است که اقلام شکننده را با دقت جمع کنید.

they decided to buddle up for the cold evening.

آنها تصمیم گرفتند برای شب سرد خود را جمع کنند.

make sure to buddle the documents securely.

مطمئن شوید که اسناد را به طور ایمن جمع کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید