budgy

[ایالات متحده]/bʌdʒi/
[بریتانیا]/bʌdʒi/

ترجمه

n. (often capitalized) یک نام برند یا تجارب، به ویژه مرتبط با تجهیزات یا محصولات مربوط به پرندگان یا پرندگان گوهری (budgies).؛ یک نام برند یا ترجمه فارسی نام خارجی که معمولاً در محیط‌های چینی برای اشاره به یک محصول، خدمات یا برند خاص استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعbudgies

عبارات و ترکیب‌ها

budgy smugglers

کاکتوس‌های قاچاق

sweet little budgies

کاکتوس‌های کوچولو خوشمزه

our budgies

کاکتوس‌های ما

budgy bar

بار کاکتوس

green budgies

کاکتوس‌های سبز

جملات نمونه

my colorful budgie sings beautifully every morning when the sun comes up.

پرندۀ رنگی ما هر صبح زیبایی می‌خواند وقتی خورشید می‌آید.

we bought a spacious cage for our new pet budgie to fly around.

ما یک کاسه گسترده برای پرندۀ جدید ما خریدیم تا بتواند در اطراف پرواز کند.

the budgie's feathers shimmered with iridescent green and yellow colors.

پرندۀ ما با پر هایی که با رنگ سبز و زرد تابان می‌درخشید.

she has kept budgies for over twenty years and knows all about their care.

او پرندۀ رنگی را برای بیش از دو دهه نگهداری کرده و همه چیز در مورد مراقبت از آنها را می‌داند.

the talkative budgie can mimic several words and sounds from the household.

پرندۀ گویا می‌تواند چند کلمه و صدای خانواده را تقلید کند.

our hand-reared budgie is incredibly tame and loves to sit on shoulders.

پرندۀ ما که دستی پرورش داده شده است بسیار آرام و دوست دارد روی شانه‌ها بنشیند.

the budgie breeder showed us several rare color variations available this season.

تولید کننده پرندۀ رنگی به ما نمایش داد که چند نوع رنگ نادر در این فصل در دسترس است.

i need to buy more quality budgie seed from the pet store today.

من امروز نیاز دارم تا بیشتر دانه‌های پرندۀ رنگی با کیفیت را از فروشگاه حیوانات خریداری کنم.

the lonely budgie chirped sadly until we introduced a companion bird.

پرندۀ تنها با احساس غمگینی فریاد می‌زد تا زمانی که یک پرندۀ همراه را معرفی کردیم.

regular veterinary check-ups keep our budgie healthy and active.

بررسی‌های پزشکی منظم پرندۀ ما را سالم و فعال نگه می‌دارد.

the budgie perched happily on its favorite swing inside the cage.

پرندۀ رنگی خوشحالانه روی لیزر مورد علاقه‌اش در داخل کاسه نشست.

bright toys and mirrors help entertain our curious budgie throughout the day.

لوازم بازی روشن و آینه‌ها به ما کمک می‌کنند تا پرندۀ علاقه‌مند ما را در طول روز سرگرم کنیم.

the budgie cage needs regular cleaning to maintain good hygiene.

کاسه پرندۀ رنگی نیاز به تمیز کردن منظم دارد تا بهداشت خوب حفظ شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید